خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر اندوه و پشیمانی از عهدهای شکسته و تاکید بر اهمیت پایبندی به تعهدات از ابتدا است. همچنین، اشارهای به نیاز به رحمت و بخشش، فداکاری در راه عشق، و ضرورت بندگی برای رسیدن به آرامش دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و پشیمانی، ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۱۳۷ - آخرت روزی ز سلمان یاد میبایست کرد
آخرت روزی ز سلمان یاد میبایست کرد
خاطر غمگین او را شاد میبایست کرد ۱
عهدها کردی که آخر هیچ بنیادی نداشت
روز اول کار بر بنیاد میبایست کرد ۲
داد من یک روز میبایست دادن بعد از آن
هرچه میشایست از بیداد، میبایست کرد ۳
اشک من از مردم چشمم بزاد آخر تو را
رحمتی بر اشک مردم زاد میبایست کرد ۴
ای دل ای دل گفتمت: گر وصل یارت آرزوست
جان فدا کن، هر چه بادا باد میبایست کرد ۵
صحبتش چون آینه، گر روبرو میخواستی
پشت بر زر روی بر پولاد میبایست کرد ۶
گر تو شاهی جهان در روز و شب میخواستی
بندگی حضرت دلشاد میبایست کرد ۷
خاطر غمگین او را شاد میبایست کرد ۱
عهدها کردی که آخر هیچ بنیادی نداشت
روز اول کار بر بنیاد میبایست کرد ۲
داد من یک روز میبایست دادن بعد از آن
هرچه میشایست از بیداد، میبایست کرد ۳
اشک من از مردم چشمم بزاد آخر تو را
رحمتی بر اشک مردم زاد میبایست کرد ۴
ای دل ای دل گفتمت: گر وصل یارت آرزوست
جان فدا کن، هر چه بادا باد میبایست کرد ۵
صحبتش چون آینه، گر روبرو میخواستی
پشت بر زر روی بر پولاد میبایست کرد ۶
گر تو شاهی جهان در روز و شب میخواستی
بندگی حضرت دلشاد میبایست کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶ - یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸ - سحرگه بلبلی آواز میکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.