هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر اندوه و پشیمانی از عهدهای شکسته و تاکید بر اهمیت پایبندی به تعهدات از ابتدا است. همچنین، اشارهای به نیاز به رحمت و بخشش، فداکاری در راه عشق، و ضرورت بندگی برای رسیدن به آرامش دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و پشیمانی، ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۱۳۷ - آخرت روزی ز سلمان یاد میبایست کرد
آخرت روزی ز سلمان یاد میبایست کرد
خاطر غمگین او را شاد میبایست کرد ۱
عهدها کردی که آخر هیچ بنیادی نداشت
روز اول کار بر بنیاد میبایست کرد ۲
داد من یک روز میبایست دادن بعد از آن
هرچه میشایست از بیداد، میبایست کرد ۳
اشک من از مردم چشمم بزاد آخر تو را
رحمتی بر اشک مردم زاد میبایست کرد ۴
ای دل ای دل گفتمت: گر وصل یارت آرزوست
جان فدا کن، هر چه بادا باد میبایست کرد ۵
صحبتش چون آینه، گر روبرو میخواستی
پشت بر زر روی بر پولاد میبایست کرد ۶
گر تو شاهی جهان در روز و شب میخواستی
بندگی حضرت دلشاد میبایست کرد ۷
خاطر غمگین او را شاد میبایست کرد ۱
عهدها کردی که آخر هیچ بنیادی نداشت
روز اول کار بر بنیاد میبایست کرد ۲
داد من یک روز میبایست دادن بعد از آن
هرچه میشایست از بیداد، میبایست کرد ۳
اشک من از مردم چشمم بزاد آخر تو را
رحمتی بر اشک مردم زاد میبایست کرد ۴
ای دل ای دل گفتمت: گر وصل یارت آرزوست
جان فدا کن، هر چه بادا باد میبایست کرد ۵
صحبتش چون آینه، گر روبرو میخواستی
پشت بر زر روی بر پولاد میبایست کرد ۶
گر تو شاهی جهان در روز و شب میخواستی
بندگی حضرت دلشاد میبایست کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶ - یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸ - سحرگه بلبلی آواز میکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.