هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به زیبایی‌های معشوق و احساسات عمیق عاشقانه اشاره می‌کند. همچنین، مضامینی مانند وفاداری، درد عشق، و ستایش معشوق در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۱۶۱ - خوش دولتی است عشقت تا در سر که باشد

خوش دولتی است عشقت تا در سر که باشد
پیدا بود کزین می در ساغر که باشد ۱

هر عاشقی ندارد بر چهره داغ دردت
آن سکه مبارک تا بر زر که باشد ۲

هر چشم و سر نباشد در خورد خاک پایت
تا سرمه که گردد، تا افسر که باشد؟ ۳

هر دل که دید چشمت، آورد در کمندش
ترکی چنین دلاور،در لشکر که باشد؟ ۴

گفتی که گر بیفتی من یاور تو باشم
خوش وعده‌ای است لیکن این باور که باشد؟ ۵

ای آفتاب خوبی در سایه دو زلفت
آن سایه همایون تا بر سر که باشد؟ ۶

تا دلبر منی تو، دل نیست در بر من
در عهد چون تو دلبر، خود دل بر که باشد؟ ۷

حالی غریب دارم، شرح و حکایت آن
در نامه که گنجد؟ در دفتر که باشد؟ ۸

گفتی که بر در من، منشین ز جوع سلمان
چون با در تو گردند، او با در که باشد؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۰ - چو زلف آن را که سودای تو باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲ - مرا که چون تو پری چهره دلبری باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.