هوش مصنوعی:
شاعر با احساسات شدید به پیش یار خود میرود، اما یارش ساکت میماند و هیچ پرسشی نمیکند. شاعر با نگاه به یارش سعی میکند پیامی را درک کند، اما یارش به زمین نگاه میکند و شاعر این را به معنای فروتنی و بیهوشی تفسیر میکند. در نهایت، شاعر زمین را میبوسد و سجده میکند، گویی که خود نیز مانند زمین مست و مدهوش است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۲۳۶ - برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
بِرَفتم دی به پیشَشْ سَخت پُرجوش
نَپُرسید او مَرا بِنْشستْ خاموش ۱
نَظَر کردم بَرو یعنی که واپُرس
که بیرویِ چو ماهَم چون بُدی دوش؟ ۲
نَظَر اَنْدَر زمین میکرد یارَم
که یعنی چون زمین شو پَست و بیهوش ۳
بِبوسیدم زمین را سَجده کردم
که یعنی چون زمینَم مَست و مَدهوش ۴
نَپُرسید او مَرا بِنْشستْ خاموش ۱
نَظَر کردم بَرو یعنی که واپُرس
که بیرویِ چو ماهَم چون بُدی دوش؟ ۲
نَظَر اَنْدَر زمین میکرد یارَم
که یعنی چون زمین شو پَست و بیهوش ۳
بِبوسیدم زمین را سَجده کردم
که یعنی چون زمینَم مَست و مَدهوش ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۳۵ - نگاری را که میجویم به جانش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳۷ - شنو پندی ز من ای یار خوش کیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.