هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و دیوانگی در برابر عقل و خرد سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که در حضور عشق، پند و خرد جایی ندارند و عاشقان با رندی و بی‌پروایی زندگی می‌کنند. او از سوزش عشق، زیبایی معشوق و ناتوانی در توصیف آن می‌گوید و در نهایت به تسلیم در برابر عشق و پذیرش رنج‌های آن اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به درک ادبی و تجربه‌ی زندگی بیشتری دارند.

غزل ۲۰۳ - آنجا که عشق آمد کجا پند و خرد را جا بود؟

آنجا که عشق آمد کجا پند و خرد را جا بود؟
در معرض خورشید، کی نور سها پیدا بود؟ ۱

رندیست کار بیدلان، تقوی شعار زاهدان
آری دلا هر کسوتی، بر قامتی زیبا بود ۲

آنکس که آرد در نظر، روی چنان و همچنان
عقلش بود بر جا عجب گر عقل او بر جا بود ۳

من در شب سودای او، دل خوش به فردا می‌کنم
لیکن شب سودای او ترسم که بی فردا بود ۴

گرچه سخن راندم بلند، از وصف قدش قاصرم
هر چیز کاید در نظر، قدش از آن بالا بود ۵

گفتم که بالای خوشت، اما بلایی می‌دهد
گفتی: بلی در راه ما، این باشد و آنها بود ۶

او ریخت خون چشم من، دامن گرفت از خون مرا
او می‌کند بر ما ستم، لیکن گناه از ما بود ۷

تابی ز شمع روی او، گر در تو گیرد مدعی!
آنگه بدانی کزچه رو پروانه نا پروا بود؟ ۸

در آب می‌جستم تو را دل گفت: کای سلمان بیا!
در بحر عشقش غوص کن، کان در درین دریا بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۲ - آن پری کیست که از عالم جان روی نمود؟
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴ - دوشم آن گلچهره در آغوش بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.