هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سلمان ساوجی، لحظات عاشقانه و مستی ناشی از وصال معشوق را توصیف میکند. شاعر از بادهنوشی، عشق و شوریدگی سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویر زیبا و پراحساس بیان میکند. در پایان، جدایی از معشوق و اندوه ناشی از آن را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به بادهنوشی و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۲۰۴ - دوشم آن گلچهره در آغوش بود
دوشم آن گلچهره در آغوش بود
حبذا وقتی که ما را دوش بود ۱
لب به لب، رخسار بر رخسار بد
رو به رو، آغوش بر آغوش بود ۲
هرچه آن جز باده بد، مکروه گشت
آنچه غیر از دوست بد، فرموش بود ۳
از می لعل لبش تا صبحدم
بانگ «هایاهای و نوشانوش» بود ۴
از نشاط جرعه پیمان ما
عقل و جان سرمست و دل مدهوش بود ۵
از خروش ما فلک بد در خروش
تا خروس صبحدم خاموش بود ۶
زهره و خورشید را از رشک ما
بر فلم خون جگر بر جوش بود ۷
صبح ناگه از سر ما برگرفت
پرده پب را که آن سرپوش بود ۸
عزم رفتن کرد حالی دلبرم
آن هم از بد گفتن بد گوش بود ۹
ریخت سلمان در پیش، از دیدگان
گوهری کز لطف او، در گوش بود ۱۰
حبذا وقتی که ما را دوش بود ۱
لب به لب، رخسار بر رخسار بد
رو به رو، آغوش بر آغوش بود ۲
هرچه آن جز باده بد، مکروه گشت
آنچه غیر از دوست بد، فرموش بود ۳
از می لعل لبش تا صبحدم
بانگ «هایاهای و نوشانوش» بود ۴
از نشاط جرعه پیمان ما
عقل و جان سرمست و دل مدهوش بود ۵
از خروش ما فلک بد در خروش
تا خروس صبحدم خاموش بود ۶
زهره و خورشید را از رشک ما
بر فلم خون جگر بر جوش بود ۷
صبح ناگه از سر ما برگرفت
پرده پب را که آن سرپوش بود ۸
عزم رفتن کرد حالی دلبرم
آن هم از بد گفتن بد گوش بود ۹
ریخت سلمان در پیش، از دیدگان
گوهری کز لطف او، در گوش بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۳ - آنجا که عشق آمد کجا پند و خرد را جا بود؟
گوهر بعدی:غزل ۲۰۵ - گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.