هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر خود را به موی آشفتهی تشبیه میکند که در فرمان معشوق است و از بیتوجهی او رنج میبرد. او با وجود رنجش، همچنان وفادار است و از معشوق میخواهد به او توجه کند. شعر همچنین اشارهای به عشق الهی و رنجهای عرفانی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
غزل ۲۶۹ - ای بهم برزده زلف تو سراسر کارم
ای بهم برزده زلف تو سراسر کارم
من چو موی توام آشفته، فرو نگذارم ۱
کردهام نرم به فرمان تو گردن چون شمع
چه کنم من که به فرمان تو سر در نارم ۲
گرچه در راه تو چون خاک رهم رفته به باد
تو مپندار کزین راه غباری دارم ۳
نظری کن به من آخر که چو چشم خوش تو
مدتی شد که به هم برزدهای بنیادم ۴
مشفقی بر سر من نیست که بر آتش من
زند آبی به جز از دیده مردم دارم ۵
نیست جز صبح مرا یک متنفس همدم
کز سر مهر کند یک نفسی در کارم ۶
شعله آتش من سوخت جهانی و هنوز
دم من میدهی و مینهی ای گل خارم ۷
خام طبعان طبع تو به مدارید زمن
زان که من سوخته، خام خم خمارم ۸
هست سودای ورع در سر سلمان لیکن
حلقه زلف بتان میشکند بازارم ۹
من چو موی توام آشفته، فرو نگذارم ۱
کردهام نرم به فرمان تو گردن چون شمع
چه کنم من که به فرمان تو سر در نارم ۲
گرچه در راه تو چون خاک رهم رفته به باد
تو مپندار کزین راه غباری دارم ۳
نظری کن به من آخر که چو چشم خوش تو
مدتی شد که به هم برزدهای بنیادم ۴
مشفقی بر سر من نیست که بر آتش من
زند آبی به جز از دیده مردم دارم ۵
نیست جز صبح مرا یک متنفس همدم
کز سر مهر کند یک نفسی در کارم ۶
شعله آتش من سوخت جهانی و هنوز
دم من میدهی و مینهی ای گل خارم ۷
خام طبعان طبع تو به مدارید زمن
زان که من سوخته، خام خم خمارم ۸
هست سودای ورع در سر سلمان لیکن
حلقه زلف بتان میشکند بازارم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۸ - ساقی ایام گل آمد، حبذا ایام گل
گوهر بعدی:غزل ۲۷۰ - آرزو دارم ز لعلش تا به لب جام مدام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.