هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و وابستگی شاعر به معشوق و بیاعتنایی به دنیا و زهد ریایی است. شاعر از مستی و بادهنوشی به عنوان نمادی از عشق الهی سخن میگوید و خود را فدایی معشوق میداند. او از توبهشکنی و ردّ زهد ظاهری سخن میگوید و بر اعتماد به کرم یار تأکید میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیدهای مانند میو معشوق است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان نامفهوم یا نیاز به تفسیر داشته باشد.
غزل ۲۹۷ - ما روی دل به خانه خمار کردهایم
ما روی دل به خانه خمار کردهایم
محراب جان ز ابروی دلدار کردهایم ۱
از بهر یک پیاله دردی، هزار بار
خود را گرو به خانه خمار کردهایم ۲
بر بوی جرعهای که ز جامش به ما رسد
خود را چو خاک بر در او خوار کردهایم ۳
سرمست رفتهایم و به بازارو جرعهوار
جانها نثار بر سر بازار کردهایم ۴
قندیل را شکسته و پیمانه ساخته
تسبیح را گسسته و زنار کردهایم ۵
زهاد تکیه بر عمل خویش کردهاند
ما اعتماد بر کرم یار کردهایم ۶
صوفی مکن مجادله با ما، که پیش ازین
ما نیز ازین معامله بسیار کردهایم ۷
امروز با تو نیست سر و کار ما که ما
عمر عزیز بر سر این کار کردهایم ۸
افکندهایم بار سر از دوش در رهت
خود را بدین طریق سبکبار کردهایم ۹
ای مدعی برندی سلمان چه میکنی؟
دعوی که ما به جرم خود اقرار کردهایم ۱۰
محراب جان ز ابروی دلدار کردهایم ۱
از بهر یک پیاله دردی، هزار بار
خود را گرو به خانه خمار کردهایم ۲
بر بوی جرعهای که ز جامش به ما رسد
خود را چو خاک بر در او خوار کردهایم ۳
سرمست رفتهایم و به بازارو جرعهوار
جانها نثار بر سر بازار کردهایم ۴
قندیل را شکسته و پیمانه ساخته
تسبیح را گسسته و زنار کردهایم ۵
زهاد تکیه بر عمل خویش کردهاند
ما اعتماد بر کرم یار کردهایم ۶
صوفی مکن مجادله با ما، که پیش ازین
ما نیز ازین معامله بسیار کردهایم ۷
امروز با تو نیست سر و کار ما که ما
عمر عزیز بر سر این کار کردهایم ۸
افکندهایم بار سر از دوش در رهت
خود را بدین طریق سبکبار کردهایم ۹
ای مدعی برندی سلمان چه میکنی؟
دعوی که ما به جرم خود اقرار کردهایم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۶ - سؤالی میکنم، چیزی نه بیش از پیش میخواهم
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸ - ما به دور باده در کوی مغان آسودهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.