هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد عشق، بیقراری، وصف معشوق، و دوری از تعلقات دنیوی است. شاعر از غم عشق، جستجوی گوهر نایاب، وصف زلف معشوق، و پناه بردن به خرابات و می سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
غزل ۳۰۰ - در راه غمت کرده ز سر پای بپویم
در راه غمت کرده ز سر پای بپویم
ور دست دهد، ترک سر و پای بگویم ۱
در بحر غم عشق که پایاب ندارد
غوصی کنم آن گوهر نایاب بجویم ۲
در دامن پاک تو نشاید که زنم دست
تا ز آب و گل خویش به کل دست بشویم ۳
آشفته زلف تو چنانم که گل من
هر کس که ببوید شود آشفته ببویم ۴
خون دل من دیده روان کرده بدین روی
دیدی که چه آمد ز دل و دیده به رویم؟ ۵
ای محتسب از کوی خرابات مرانم
بگذار که من معتکف این سر و کویم ۶
بر کهنه سفال قدح می چه زنی سنگ؟
کان عهد کهن را زده بر سنگ و بسویم ۷
بر دوش کشد پیر مغان باده به بویش
وز باده دوشین شده من مست ببویم ۸
گویند که سلمان ره میخانه چه پویی
پویم که نسیمی زخم را ز ببویم ۹
ور دست دهد، ترک سر و پای بگویم ۱
در بحر غم عشق که پایاب ندارد
غوصی کنم آن گوهر نایاب بجویم ۲
در دامن پاک تو نشاید که زنم دست
تا ز آب و گل خویش به کل دست بشویم ۳
آشفته زلف تو چنانم که گل من
هر کس که ببوید شود آشفته ببویم ۴
خون دل من دیده روان کرده بدین روی
دیدی که چه آمد ز دل و دیده به رویم؟ ۵
ای محتسب از کوی خرابات مرانم
بگذار که من معتکف این سر و کویم ۶
بر کهنه سفال قدح می چه زنی سنگ؟
کان عهد کهن را زده بر سنگ و بسویم ۷
بر دوش کشد پیر مغان باده به بویش
وز باده دوشین شده من مست ببویم ۸
گویند که سلمان ره میخانه چه پویی
پویم که نسیمی زخم را ز ببویم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - از سر کوی تو ما بی سر و سامان رفتیم
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - دل من زنده میگردد به بوی وصل دلداران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.