هوش مصنوعی:
شاعر از درد هجران و دوری یوسف و پنهانکردن روی از مردم خود شکایت میکند و از پریشانی خاطر مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۳۰۸ - تا کی آخر خاطر اندر بند هجران داشتن؟
تا کی آخر خاطر اندر بند هجران داشتن؟
یوسف جان عزیزان را به زندان داشتن ۱
تا کی ای نور بصر کردن نظر با دیگران
همچو چشم از مردم خود روی پنهان داشتن ۲
چند کردن روی در مشتی پریشان همچو زلف
زان سبب مجموع را خاطر پریشان داشتن ۳
یوسف جان عزیزان را به زندان داشتن ۱
تا کی ای نور بصر کردن نظر با دیگران
همچو چشم از مردم خود روی پنهان داشتن ۲
چند کردن روی در مشتی پریشان همچو زلف
زان سبب مجموع را خاطر پریشان داشتن ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷ - من هشیار با مستان ندارم روی بنشستن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹ - نخواهم از سر کویش، به صد چندین جفا رفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.