هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سلمان ساوجی، با زبانی دلنشین و تصاویر زیبا، مهمان را به نشستن و آرامش دعوت میکند. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، از عشق، وصال، و آرامش سخن میگوید و از مهمان میخواهد تا در کنار او بنشیند و از این لحظات لذت ببرد.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیدهتر، درک آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
غزل ۳۲۵ - خوش آمدی، ز کجا میروی؟ بیا بنشین
خوش آمدی، ز کجا میروی؟ بیا بنشین
بیا که میکنمت بر دو دیده جا بنشین ۱
همین که روی تو دیدیم، باز شد دردل
چه حاجت است در دل زدن، بیا بنشین ۲
مرا تو مردم چشمی، مرو مرو ز سرم
مرا تو عمر عزیزی، بیا بیا بنشین ۳
اگر به قصد هلاک آمدی هلا بر خیز
ورت ارادت صلح است، مرحبا بنشین ۴
سواد دیده من لایق نشست تو نیست
اگر تو مردمیی میکنی، هلا بنشین ۵
فراغتی است شب وصل را ز نور چراغ
به شمع گو سر خود گیر یا ز پا بنشین ۶
میان چشم و دلم خون فتادهاست دمی
میانشان سبب دفع ماجرا بنشین ۷
ز آب دیده ما هر طرف روان جویی است
دمی ز بهر تفرج به پیش ما بنشین ۸
صبا رسول دلم بود و سست میجنبید
شمال گفت: تو رنجوری ای صبا بنشین! ۹
چو گرد داد به بادت هوای دل سلمان
برو مگرد دگر گرد این هوا بنشین ۱۰
بیا که میکنمت بر دو دیده جا بنشین ۱
همین که روی تو دیدیم، باز شد دردل
چه حاجت است در دل زدن، بیا بنشین ۲
مرا تو مردم چشمی، مرو مرو ز سرم
مرا تو عمر عزیزی، بیا بیا بنشین ۳
اگر به قصد هلاک آمدی هلا بر خیز
ورت ارادت صلح است، مرحبا بنشین ۴
سواد دیده من لایق نشست تو نیست
اگر تو مردمیی میکنی، هلا بنشین ۵
فراغتی است شب وصل را ز نور چراغ
به شمع گو سر خود گیر یا ز پا بنشین ۶
میان چشم و دلم خون فتادهاست دمی
میانشان سبب دفع ماجرا بنشین ۷
ز آب دیده ما هر طرف روان جویی است
دمی ز بهر تفرج به پیش ما بنشین ۸
صبا رسول دلم بود و سست میجنبید
شمال گفت: تو رنجوری ای صبا بنشین! ۹
چو گرد داد به بادت هوای دل سلمان
برو مگرد دگر گرد این هوا بنشین ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۴ - قدم خمیده گشت، ز بار بلاست این
گوهر بعدی:غزل ۳۲۶ - گر مطربی رودی زند، بی می ندارد آبرو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.