خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از رنجهای عشق، بیتوجهی معشوق، و انتظار طولانی میگوید. با تصاویری مانند اشک روان، خیال دوست، و تهدیدهای معشوق، احساسات عمیق و متناقض عشق را به تصویر میکشد. در پایان، شاعر به آیینهای اشاره میکند که دلیل نالههایش را آشکار میسازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و جفا، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است درک کامل از ظرافتهای این شعر نداشته باشند.
غزل ۳۲۴ - قدم خمیده گشت، ز بار بلاست این
قدم خمیده گشت، ز بار بلاست این
اشکم روان شدست، ز عین عناست این ۱
در خویش ره نداد دلم هیچ صورتی
غیر خیال دوست که گفت آشناست این؟ ۲
عمریست تا نشستهام ای دوست بر درت!
نگذشت بر دلت که برین در چراست این؟ ۳
میگفت: کام جان تو از لب روا کنم
این خود نکرد جان به لب آمد رواست این ۴
بگذشت دوش بر من و انگشت مینهاد
بر دیده گفتمش: صنما بر کجاست این؟ ۵
تهدید مینمود ولی گفت: چشم من
دل میبرد ز مردم والحق جفاست این ۶
او میکند جفا و من انگشت مینهم
بر حرف عین خویش که عین خطاست این ۷
عهدی است تا نمیشنوم بویت از صبا
از توست یا ز سستی باد صباست این ۸
میزد غم تو حلقه و در بسته بود دل
جان گفت در مبند که دلدار ماست این ۹
سر در رهش نهادم و گفتم: قبول کن!
گفتا: چه میکنم که محل بلاست این؟ ۱۰
پرسیدهای که ناله سلمانت از چه خواست؟
آیینه را بخواه و ببین کز چه خاست این؟ ۱۱
اشکم روان شدست، ز عین عناست این ۱
در خویش ره نداد دلم هیچ صورتی
غیر خیال دوست که گفت آشناست این؟ ۲
عمریست تا نشستهام ای دوست بر درت!
نگذشت بر دلت که برین در چراست این؟ ۳
میگفت: کام جان تو از لب روا کنم
این خود نکرد جان به لب آمد رواست این ۴
بگذشت دوش بر من و انگشت مینهاد
بر دیده گفتمش: صنما بر کجاست این؟ ۵
تهدید مینمود ولی گفت: چشم من
دل میبرد ز مردم والحق جفاست این ۶
او میکند جفا و من انگشت مینهم
بر حرف عین خویش که عین خطاست این ۷
عهدی است تا نمیشنوم بویت از صبا
از توست یا ز سستی باد صباست این ۸
میزد غم تو حلقه و در بسته بود دل
جان گفت در مبند که دلدار ماست این ۹
سر در رهش نهادم و گفتم: قبول کن!
گفتا: چه میکنم که محل بلاست این؟ ۱۰
پرسیدهای که ناله سلمانت از چه خواست؟
آیینه را بخواه و ببین کز چه خاست این؟ ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۳ - ای درد عشق دل شکنت، آرزوی من
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵ - خوش آمدی، ز کجا میروی؟ بیا بنشین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.