هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و هجران معشوق مینالد و از عشق و وفاداری خود سخن میگوید. او از معشوقی میگوید که با وجود آزار و اذیت، همچنان مورد عشق اوست. شاعر از صبا (باد) به عنوان پیامرسان نامهاش به معشوق یاد میکند و در نهایت، از عارفان صاحب ذوق میخواهد که در برابر درد هجران، درمان را رها کنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و عشق نافرجام نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۳۳۹ - باز بیمار خودم ساختی و خوش کردی
باز بیمار خودم ساختی و خوش کردی
خون من ریختی و جان مرا پروردی ۱
شرط کردی که دل سوختگان را نبرم
دل من بردی و آن قاعده باز آوردی ۲
خیز و چون گرد زنش دست به دامن نه چنان
کاستین بر تو فشاند تو ازو برگردی ۳
جز صبا نیست بریدی که برد نامه به دوست
خنکا باد صبا گر نکند دم سردی ۴
میروی گردئ صفت در عقب او سلمان
به ازان نیست که اندر عقب او گردی ۵
زهر هجران چش اگر عارف صاحب ذوقی
ترک درمان کن اگر عارف صاحب ذوقی ۶
خون من ریختی و جان مرا پروردی ۱
شرط کردی که دل سوختگان را نبرم
دل من بردی و آن قاعده باز آوردی ۲
خیز و چون گرد زنش دست به دامن نه چنان
کاستین بر تو فشاند تو ازو برگردی ۳
جز صبا نیست بریدی که برد نامه به دوست
خنکا باد صبا گر نکند دم سردی ۴
میروی گردئ صفت در عقب او سلمان
به ازان نیست که اندر عقب او گردی ۵
زهر هجران چش اگر عارف صاحب ذوقی
ترک درمان کن اگر عارف صاحب ذوقی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۸ - صوفی ز سر توبه شد با سر پیمانه
گوهر بعدی:غزل ۳۴۰ - دلا من قدر وصل او ندانستم تو میدانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.