هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و عشق به معشوق زمینی می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد می‌کند که جان را به سمت کمال و وصال می‌کشاند. در این شعر، مفاهیمی مانند فنا در عشق، رحمت الهی، و نقش عشق در رسیدن به حقیقت بیان شده‌اند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا در عشق و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و نامفهوم باشد.

غزل ۱۲۵۲ - آن که مه غاشیهٔ زین چو غلامان کشدش

آن کِه مَهْ غاشیهٔ زین چو غُلامان کَشَدَش
بوک این هِمَّتِ ما جانِبِ بُستان کَشَدَش ۱

گر چه جان را نَبُوَد قُوَّتِ این گُستاخی
آنْک جان از مَدَدِ رَحمَتِ جانان کَشَدَش ۲

هر دَم از یادِ لَبَش جانْ لبِ خود می‌لیسَد
وَرْ سَقَط می‌شِنَود از بُنِ دَندان کَشَدَش ۳

جانِبِ مَحْو و فَنا رَخْت کَشیدند مِهان
تا بَقا لُطف کُند جانِبِ ایشان کَشَدَش ۴

ای بَسا جان که چو یعقوبْ هَمی زَهر چَشَد
تا که آن یوسُفِ جان در شِکَرِستان کَشَدَش ۵

هر کسی کو به تَرازویِ خِرَد فَخْر کُند
گَر چه چون ماه بُوَد چَرْخ به میزان کَشَدَش ۶

هر کِه در دید‌هٔ عُشّاق شود مَردُمکی
آن نَظَر زود سویِ گوهرِ انسان کَشَدَش ۷

کافِرِ زُلفِ وِیْ آن را که زِ راهش بِبَرَد
کُفر آید بَرِ او جانِبِ ایمان کَشَدَش ۸

شَمسِ تبریز مرا عشقِ تو سَرمَست کُند
هر کِه او باده کَشَد باده بدین سان کَشَدَش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۵۱ - گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵۳ - بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.