هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از دوری و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند و درد فراق و ناراحتی ناشی از آن را بیان می‌نماید. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و از آزار دادنش دست بردارد. همچنین، او به روزهای خوش گذشته و وصل معشوق اشاره می‌کند و از حسرت آن لحظات می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین پایین‌تر وجود ندارد.

غزل ۳۵۷ - نمی‌پرسی ز حال ما، نه از ما یاد می‌آری

نمی‌پرسی ز حال ما، نه از ما یاد می‌آری
عزیز من عزیزان را کسی دارد بدین خواری؟ ۱

دل من کز همه عالم نیاز آرد به درگاهت
چنان دل را چنین شاید که بی‌جرمی بیازاری؟ ۲

دمم دادی که چون چشم خودم دارم به نیکویی
چه خیزد زین درون آخر برون از ناله و زاری ۳

به آزار از درم راندی و رفتی از برم اکنون
طمع دارم که باز آیی و ما را نیز با زاری ۴

مرا تو ماه تابانی ولی بر دیگران تابی
مرا تو آب حیوانی اگر چه در دلم ناری ۵

خوشا آن وقت و آن فرصت که اندر دولت وصلت
به صبح طلعتت تا روز می‌کردم شب تاری ۶

رفیقان خفته و بیدار شب تا روز بخت من
دریغ آن عهد بیداری که خوابی بود پنداری ۷

میان ما به غیر ما حجابی نیست می‌دانم
چه باشد گر در آیی وین حجاب از پیش برداری ۸

به زاری و فغان از من چرا بیزار می‌گردی
دل سلمان تحمل چون تواند کرد بیزاری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۶ - دل بر سر کوی تو نهادیم به خواری
گوهر بعدی:غزل ۳۵۸ - سری از سر نه ار با ما سر مهر و وفا داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.