هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از دوست (معشوق یا خدا) می‌خواهد که از او دور نشود و او را از خود نراند. شاعر تأکید می‌کند که مانند سایه‌ای است که از دوست جدا نمی‌شود و از او می‌خواهد که به سایه‌های خود (ممکن است اشاره به انسان‌ها یا جنبه‌های مختلف وجود) توجه کند و آن‌ها را از گوهر خود محروم نسازد. شاعر همچنین از فتنه‌ها و دودلی‌هایی که باعث سردرگمی او شده‌اند شکایت می‌کند و از دوست می‌خواهد که با نور خود او را راهنمایی کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۲۵۴ - من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش

من تواَم تو مَنی ای دوست مَرو از بَرِ خویش
خویش را غیرْ مَیَنگار و مَران از دَرِ خویش ۱

سَر و پا گُم مَکُن از فِتْنهٔ‌ بی‌پایانت
تا چو حیران نَزَنَم پایِ جَفا بر سَرِ خویش ۲

آن کِه چون سایه زِ شَخصِ تو جُدا نیست مَنَم
مَکَش ای دوست تو بر سایهٔ خود خَنْجَرِ خویش ۳

ای درختی که به هر سوت هزاران سایه‌ست
سایه‌ها را بِنَواز و مَبُر از گوهرِ خویش ۴

سایه‌ها را همه پنهان کُن و فانی در نور
بَرگُشا طَلْعَتِ خورشیدِ رُخِ اَنْوَرِ خویش ۵

مُلْکِ دل از دودلیِّ تو مُخَبَّط گشته‌‌‌ست
بر سَرِ تَخت بَرآ پا مَکَش از مِنْبَرِ خویش ۶

عقلْ تاج است چُنین گفت به تَثمیل علی
تاج را گوهرِ نو بَخش تو از گوهرِ خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۵۳ - بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵۵ - اندک اندک راه زد سیم و زرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.