هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش و توصیف شخصی به نام آصف میپردازد و او را به دلیل صفات نیکویی مانند کفایت، عدالت، و قدرت میستاید. همچنین، شاعر به برخی از وقایع و افراد اشاره میکند و از ناآگاهی خود نسبت به رسمهای دیوانی سخن میگوید. در پایان، شاعر از آصف درخواست کمک میکند و سخن خود را با دعا به پایان میرساند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم پیچیدهی ادبی و تاریخی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به دانش و تجربهی کافی در زمینهی ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و فرهنگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
قطعه ۲۰ - زهی آصف کز صفاتی کز کفایت
زهی آصف کز صفاتی کز کفایت
تو را ملک سلیمان در نگین است ۱
چو کلکت دانه مشکین فشاند
هزارش چون عطارد خوشه چین است ۲
قضا با امر و نهیب همعنان است
قدر با صدر قدرت همنشین است ۳
ز خاک درگهت صد پی کشیده
فلک نیل سعادت بر جبین است ۴
ز شوق طاعتت صد ره نهاده
اسد داغ ارادت بر سرین است ۵
وزیرا کاتب دیوان اعلی
چه گویم راستی مردی امین است ۶
دور رسمک داشت در بغداد و واسط
رهی کز بندگان کمترین است ۷
نجس کرد آن یکی را خواجه طاهر
که با خلق خدا دایم به کین است ۸
یکی را خود یمین الدین بر آن است
که حاصل کرده از کد یمین است ۹
یکی مطعون ارباب شمال است
یکی موقوف اصحاب یمین است ۱۰
نمیدانم که در رسم من افتاد
خلل یا رسم این دیوان چنین است ۱۱
من آن مستوفی نحس نجس را
اگر طاهرتر از ما معین است ۱۲
سزایی میتوان داد لیکن
نظر بر خواجه روی زمین است ۱۳
به استخلاص من پروانه فرمای
که چون شمعم زبانی آتشین است ۱۴
سخن را بر دعایت ختم کردم
که آمین در دعا روحالامین است ۱۵
تو را ملک سلیمان در نگین است ۱
چو کلکت دانه مشکین فشاند
هزارش چون عطارد خوشه چین است ۲
قضا با امر و نهیب همعنان است
قدر با صدر قدرت همنشین است ۳
ز خاک درگهت صد پی کشیده
فلک نیل سعادت بر جبین است ۴
ز شوق طاعتت صد ره نهاده
اسد داغ ارادت بر سرین است ۵
وزیرا کاتب دیوان اعلی
چه گویم راستی مردی امین است ۶
دور رسمک داشت در بغداد و واسط
رهی کز بندگان کمترین است ۷
نجس کرد آن یکی را خواجه طاهر
که با خلق خدا دایم به کین است ۸
یکی را خود یمین الدین بر آن است
که حاصل کرده از کد یمین است ۹
یکی مطعون ارباب شمال است
یکی موقوف اصحاب یمین است ۱۰
نمیدانم که در رسم من افتاد
خلل یا رسم این دیوان چنین است ۱۱
من آن مستوفی نحس نجس را
اگر طاهرتر از ما معین است ۱۲
سزایی میتوان داد لیکن
نظر بر خواجه روی زمین است ۱۳
به استخلاص من پروانه فرمای
که چون شمعم زبانی آتشین است ۱۴
سخن را بر دعایت ختم کردم
که آمین در دعا روحالامین است ۱۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۵
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۹ - شهی که شنقر عنقا شکار او را ماه
گوهر بعدی:قطعه ۲۱ - الا ای آفتاب مشرق فضل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.