هوش مصنوعی: این شعر به ستایش یک پادشاه یا شخصیت قدرتمند (جهانگیر) می‌پردازد که عدالت و نصرت او همیشه پابرجاست. شاعر از دوری و انتظار برای بازگشت او می‌نالد و بیان می‌کند که تنها خیال اوست که به یاریش می‌آید. اشک‌هایش نشانه وفاداری و عشق اوست و با شنیدن خبر بازگشت جهانگیر، دلش از شادی می‌تپد. شاعر از خستگی و حیرانی خود می‌گوید اما همچنان امیدوار است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

قطعه ۲۲ - ای جهانگیری که وقت رفتن و باز آمدن

ای جهانگیری که وقت رفتن و باز آمدن
موکب نصرت عنایت در عنان پیوسته است ۱

کرده سهم عدل تو صد پی کمان را گوشه گیر
ساخته شمشیر را کلک تو دایم دسته است ۲

دین پناها مدتی شد کز سواد حضرتت
مردم چشمم چو اشک من کناری جسته است ۳

جز خیالت کس نمی‌آید به پرسش بر سرم
خواب دست از من به آب دیده من شسته است ۴

هم سقی الله اشک من کز عین مردم زادگی
در چنین غرقاب دست از دامنم نگسسته است ۵

تا به گوش من خروش کوس عزمت می‌رسد
هوشم از تن رفته و مسکین دل از جا جسته است ۶

جان من بر بسته است اینک به همراهیت بار
دل به کلی از تعلقهای تن وارسته است ۷

دیده سرگردان و حیران مانده است از خستگی
گرچه با این خستگی او نیز هم بربسته است ۸

دیرتر گر می‌رسد چشمم به گرد موکبت
خسروا معذور می‌فرما که چشمم خسته است ۹
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قطعه ۲۱ - الا ای آفتاب مشرق فضل
گوهر بعدی:قطعه ۲۳ - تا مادر زمانه بتایید نه پدر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.