هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج عشق و جدایی میگوید. او سوگند یاد میکند که دلش در بند عشق است و درد چشمش او را از راه بازداشته است. بخت ناخوشایند مانع از خدمت او به معشوق شده و او نمیتواند دل از عشق بکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
قطعه ۷۸ - خسروا یاد میکنم هر دم
خسروا یاد میکنم هر دم
به سر تخت خسروی سوگند ۱
که به همراهی مواکب شاه
هست چون دیدهام دل اندر بند ۲
چشم زخمی رسید ناگاهم
درد چشمم ز راه باز افکند ۳
خواستیم تا کنم به دیده و دل
خدمتت منع کرد بخت نژند ۴
دل به کلی ز خویش برکندم
دیده را بر نمیتوانم کند ۵
به سر تخت خسروی سوگند ۱
که به همراهی مواکب شاه
هست چون دیدهام دل اندر بند ۲
چشم زخمی رسید ناگاهم
درد چشمم ز راه باز افکند ۳
خواستیم تا کنم به دیده و دل
خدمتت منع کرد بخت نژند ۴
دل به کلی ز خویش برکندم
دیده را بر نمیتوانم کند ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۷۷ - ای خداوندی که پیش طبع فیاضت سحاب
گوهر بعدی:قطعه ۷۹ - ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.