هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان عشق و ارادت خود به معشوق (شاه یا خداوند) می‌پردازد. او از دوری و فراق شکایت دارد و از درد نادیدن معشوق می‌نالد. با این حال، با وجود تمام رنج‌ها، همچنان به عشق و وفاداری خود پایبند است و دعاگوی معشوق می‌باشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

قطعه ۱۲۴ - شاها از میان جان و دل بیگاه و گاه

شاها از میان جان و دل بیگاه و گاه
من دعایت با دعای قدسیان پیوسته‌ام ۱

با وجود ابر احسانت که بر من فایض است
راستی از منت دور فلک وارسته‌ام ۲

ای خداوندی که رنگ و بوی بزمت چون بدید
گفت گل بر خود چه می‌خندی که اینجا دسته‌ام ۳

درد چشمی ناگهانم خاست و اندر خانه‌ای
تنگ و تاری همچو چشم خویشتن بنشسته‌ام ۴

کرده‌ام عادت به چشم و سر به درگاه آمدن
زان نمی‌آیم که چشمم بسته و من خسته‌ام ۵

چشم‌های بنده از نادیدنت دیوانه‌ام
هر دو را زان روی چون دیوانگان بر بسته‌ام ۶

دولتت بادا ابد پیوند و خود باشد چنین
بارها عقل این سخن در گوش گفت آهسته‌ام ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قطعه ۱۲۳ - خدایگانا از حد گذشت و بی مر شد
گوهر بعدی:قطعه ۱۲۵ - صاحب قران مملکت ای آصفی که هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.