هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و رمزآلود است که در آن شاعر از عشق پنهانی و رازهای نهفته در دل سخن میگوید. او از معشوق خود میخواهد که اسرار عشق را فاش نکند و در عین حال از زیبایی و جذابیت او سخن میگوید. شاعر همچنین از مستی و هشیاری در عشق و نیاز به حفظ اسرار عاشقانه صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رمزآلود است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۳۱۴ - به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک
به دِلْجوییّ و دِلْداری دَرآمَد یارْ پِنهانک
شب آمد چون مَهِ تابانْ شَهِ خونْ خوارْ پِنهانَک ۱
دَهان بر مینَهاد او دست، یعنی دَم مَزَن، خامُش
وَ میفرمود چَشمِ او دَرآ در کارْ پِنهانَک ۲
چو کرد آن لُطفِ او مَستم، دَرِ گُلْزار بِشْکَستم
هَمیدُزدیدم آن گُلها، از آن گُلْزارْ پِنهانَک ۳
بِدو گفتم که ای دِلْبَر چه مَکْرانگیز و عَیّاری
بَراَنگیزان یکی مَکْری خوش ای عَیّارْ پِنهانَک ۴
بِنِه بر گوشِ من آن لب، اگر چه خَلْوَتست و شب
مَهِل تا بَرزَنَد بادی بر آن اسرارْ پِنهانَک ۵
از آن اسرارِ عاشق کُش، مَشو امشب مَها خامُش
نَوایِ چَنگِ عشرت را، بِجُنبان تارْ پِنهانَک ۶
بِدِه ای دِلْبَرِ خندان، به رَسْمِ صَدْقه پنهان
از آن دو لَعْلِ جانْ اَفْزایِ شِکَّربارْ پِنهانَک ۷
که غَمّازان همه مَستند اَنْدَر خواب، گفت آری
وَلیکِن هست از این مَستانْ یکی هُشیارْ پِنهانَک ۸
مَکُن ای شَمسِ تبریزی چُنین تُندی، چُنین تیزی
کجا یابَم تو را ای شاه، دیگربارْ پِنهانَک؟ ۹
شب آمد چون مَهِ تابانْ شَهِ خونْ خوارْ پِنهانَک ۱
دَهان بر مینَهاد او دست، یعنی دَم مَزَن، خامُش
وَ میفرمود چَشمِ او دَرآ در کارْ پِنهانَک ۲
چو کرد آن لُطفِ او مَستم، دَرِ گُلْزار بِشْکَستم
هَمیدُزدیدم آن گُلها، از آن گُلْزارْ پِنهانَک ۳
بِدو گفتم که ای دِلْبَر چه مَکْرانگیز و عَیّاری
بَراَنگیزان یکی مَکْری خوش ای عَیّارْ پِنهانَک ۴
بِنِه بر گوشِ من آن لب، اگر چه خَلْوَتست و شب
مَهِل تا بَرزَنَد بادی بر آن اسرارْ پِنهانَک ۵
از آن اسرارِ عاشق کُش، مَشو امشب مَها خامُش
نَوایِ چَنگِ عشرت را، بِجُنبان تارْ پِنهانَک ۶
بِدِه ای دِلْبَرِ خندان، به رَسْمِ صَدْقه پنهان
از آن دو لَعْلِ جانْ اَفْزایِ شِکَّربارْ پِنهانَک ۷
که غَمّازان همه مَستند اَنْدَر خواب، گفت آری
وَلیکِن هست از این مَستانْ یکی هُشیارْ پِنهانَک ۸
مَکُن ای شَمسِ تبریزی چُنین تُندی، چُنین تیزی
کجا یابَم تو را ای شاه، دیگربارْ پِنهانَک؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۱۳ - جان و سر تو که بگو بینفاق
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱۵ - روان شد اشک یاقوتی، ز راه دیدگان اینک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.