هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه فراوان خود میگوید، از بیقراری، اشکهای بیپایان، بیخوابی، و احساس تنهایی در شبهای تاریک. او از ناکامیهای زندگی و بخت ناسازگار خود شکایت دارد و آرزوی مرگی سریع را میکند. تصاویری مانند سیلاب اشک، موج دریا، و نالههای دلگرم، عمق غم و اضطراب او را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند اندوه شدید، ناامیدی، و آرزوی مرگ است که ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
اندوه دوشین
دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتم
هر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم ۱
اشک سیمینم به دامن بود بی سیمین تنی
چشم بی خوابی ز چشم نیم خوابی داشتم ۲
سایهٔ اندوه بر جانم فرو افتاده بود
خاطری همرنگ شب بی آفتابی داشتم ۳
خانه از سیلاب اشکم همچو دریا بود و من
خوابگه از موج دریا چون حبابی داشتم ۴
محفلم چون مرغ شب از ناله دل گرم بود
چون شفق از گریه خونین شرابی داشتم ۵
شکوه تنها از شب دوشین ندارم کز نخست
بخت ناساز و دل ناکامیابی داشتم ۶
نیست ما را پای رفتن از گرانجانی چو کوه
کاش کز فیض اجل عمر شهابی داشتم ۷
شادی از ماتمسرای خاک میجستم رهی
انتظار چشمه نوش از سرابی داشتم ۸
هر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم ۱
اشک سیمینم به دامن بود بی سیمین تنی
چشم بی خوابی ز چشم نیم خوابی داشتم ۲
سایهٔ اندوه بر جانم فرو افتاده بود
خاطری همرنگ شب بی آفتابی داشتم ۳
خانه از سیلاب اشکم همچو دریا بود و من
خوابگه از موج دریا چون حبابی داشتم ۴
محفلم چون مرغ شب از ناله دل گرم بود
چون شفق از گریه خونین شرابی داشتم ۵
شکوه تنها از شب دوشین ندارم کز نخست
بخت ناساز و دل ناکامیابی داشتم ۶
نیست ما را پای رفتن از گرانجانی چو کوه
کاش کز فیض اجل عمر شهابی داشتم ۷
شادی از ماتمسرای خاک میجستم رهی
انتظار چشمه نوش از سرابی داشتم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:پاس دوستی
گوهر بعدی:غنچه پژمرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.