هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و جذبه‌های معنوی سخن می‌گوید. او از لطف و عنایت خداوند، شادی‌های درونی، و ارتباط روحانی با معشوق الهی صحبت می‌کند. شاعر از حالات عرفانی خود مانند مستی، خمار، و ناله‌های عاشقانه می‌گوید و از شمس الدین تبریزی به عنوان نماد عشق و معرفت یاد می‌کند. در نهایت، او به امید دیدار دوباره با معشوق الهی و رهایی از تاریکی‌های دنیوی اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته در متن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و نامفهوم باشد.

غزل ۱۳۳۹ - مهم را لطف در لطف است، از آنم بی‌قرار، ای دل

مَهَم را لُطف در لُطف است، از آنَم بی‌قَرار، ای دل
دِلَم پُرچَشمهٔ حیوان، تَنَم در لاله زار، ای دل ۱

به زیر هر درختی بین، نشسته بَهرِ رویِ شَهْ
مَلیحی، یوسُفی مَهْ رو، لطیفی گُلْ عِذار، ای دل ۲

فَکَنده در دلِ خوبانِ روحانیّ و جسمانی
زِعشقِ روح و جسمِ خود، زِسوداها شَرار، ای دل ۳

دَرآکَنده زِشادی‌ها، دَرونِ چاکرانِ خود
مِثالِ دانه‌هایِ دُر، که باشد در اَنار، ای دل ۴

به بَزمِ او چو مَستان را کنار و لُطف‌ها باشد
بگیرد آب با آتشْ زِعشقَش هم کِنار، ای دل ۵

دران خَلْوَت که خوبان را به جامِ خاص بِنْوازَد
بُوَد روحُ الْامینْ حارِس وَخِضْرَش پَرده دار، ای دل ۶

چو از بَزْمَش بُرون آید، کَمینه چاکرشْ سَکْران
زِمُلْک و مِلْک و تَخت و بَختْ دارد نَنگ و عار، ای دل ۷

جهانْ بُستانِ او را دان، وَاین عالَم چو غاری دان
بُرون آرَد تو را لُطفَش ازین تاریکِ غار، ای دل ۸

گُلِستان‌ها و ریحان‌ها، شَقایِق‌هایِ گوناگون
بَنَفشه زارها بر خاک و باد و آب و نار، ای دل ۹

که این گُل‌هایِ خاکی هم زِعَکسِ آن هَمی‌رویَد
تو خاکی می‌خوری این جا، تو را آن جا چه کار، ای دل؟ ۱۰

بِزَن دستیّ و رَقصی کُن، زِعشقِ آن خداوندی
که چون بوسی ازو یابی، کُند آفَت کِنار، ای دل ۱۱

به جانِ پاکِ شَمسُ الدّین، خداوندِ خداوندان
که پَرها هم ازو یابی، اگر خواهی فِرار، ای دل ۱۲

به خاکِ پایِ تبریزی که اِکْسیر است خاکِ او
که جان‌ها یابی اَرْبر وِیْ کُنی جانی نِثار، ای دل ۱۳

کُنون از هَجْر بر پایَم چُنین بَندی‌ست از آتش
زِیادش مَست و مَخْمورم، اگر چَندم نِزار، ای دل ۱۴

مِثالِ چَنگ می‌باشم، هزاران نَغمه‌ها دارد
به لَحْنِ عشق اَنگیزش، وَگَر نالید زار، ای دل ۱۵

به سودایِ چُنان بَختی، که معشوق از سَرِ دستی
به دستم داده بود از لُطف دُنبالِ مِهار، ای دل ۱۶

به گِردِ مَرکَبم بودی، به زیرِ سایهٔ آن شاه
هزاران شاه در خِدمَت، به صَف‌ها در قِطار، ای دل ۱۷

ازین سو نه، از آن سویِ جهانِ روح، تا دانی
که آن جا که نه امسال است و آن سال است و پار، ای دل ۱۸

چو دیدم من عِنایَت‌ها، زِصَدْرِ غَیب، شَمسُ الدّین
شُدم مَغرور، خاصه مَست و مَجنون و خُمار، ای دل ۱۹

چُنان حِلْمیّ و تَمکینی، چُنان صبرِ خداوندی
که اَنْدَر صَبر، اَیّوبَشْ نَتانَد بود یار، ای دل ۲۰

عِنان از من چُنان بَرتافت، جایی شُد که وَهْم آن جا
به جسمِ او نَیابَد راه و نی چَشمَشْ غُبار، ای دل ۲۱

به دَرگاهِ خدا نالَم، که سایه‌یْ آفتابی را
به ما آرَد که دل را نیست بی‌او پود و تار، ای دل ۲۲

امید است ای دلِ غمگین، که ناگاهان دَرآیَد او
تو این جان را به صد حیله، هَمی‌کُن دارْدار، ای دل ۲۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲۳
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۸ - بقا اندر بقا باشد، طریق کم زنان، ای دل
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۰ - هر آن کو صبر کرد ای دل، زشهوت‌ها درین منزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.