هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنجش و سرزنش معشوق سخن میگوید. شاعر احساس میکند معشوق با بیاعتنایی، او را در بیابان جنون رها کرده و رسوا ساخته است. او از تقصیرهای ناعادلانه و نادیده گرفته شدن احساساتش شکایت دارد، اما در عین حال به زیبایی و تأثیر معشوق اعتراف میکند. شعر با درخواست برای تغییر و نوآوری به پایان میرسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق نافرجام، سرخوردگی و جنون عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان نمادین ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی
آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی
در بیابان جنون بردی و رسوا ساختی ۱
جرم ما از دانه ئی تقصیر او از سجده ئی
نی به آن بیچاره میسازی نه با ما ساختی ۲
صد جهان میروید از کشت خیال ما چو گل
یک جهان و آنهم از خون تمنا ساختی ۳
پرتو حسن تو می افتد برون مانند رنگ
صورت می پرده از دیوار مینا ساختی ۴
طرح نو افکن که ما جدت پسند افتاده ایم
این چه حیرت خانه ئی امروز و فردا ساختی ۵
در بیابان جنون بردی و رسوا ساختی ۱
جرم ما از دانه ئی تقصیر او از سجده ئی
نی به آن بیچاره میسازی نه با ما ساختی ۲
صد جهان میروید از کشت خیال ما چو گل
یک جهان و آنهم از خون تمنا ساختی ۳
پرتو حسن تو می افتد برون مانند رنگ
صورت می پرده از دیوار مینا ساختی ۴
طرح نو افکن که ما جدت پسند افتاده ایم
این چه حیرت خانه ئی امروز و فردا ساختی ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را
گوهر بعدی:خوش آنکه رخت خرد را به شعلهای می سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.