هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از اقبال لاهوری بیانگر وحدت وجود و عشق الهی است که در آن عاشق، تفاوتی میان کعبه و بتخانه نمیبیند. شاعر از خلوتهای عارفانه و بزمهای معنوی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عشق، جنون عارفانه، وحدت، و رازهای ناگفته اشاره دارد. در نهایت، شعر با اشاره به ناپختگی و اسرار نهفته در میخانه عرفانی پایان مییابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
این جلوت جانانه آن خلوت جانانه ۱
شادم که مزار من در کوی حرم بستند
راهی ز مژه کاوم از کعبه به بتخانه ۲
از بزم جهان خوشتر از حور جنان خوشتر
یک همدم فرزانه وز باده دو پیمانه ۳
هر کس نگهی دارد هر کس سخنی دارد
در بزم تو می خیزد افسانه ز افسانه ۴
این کیست که بر دلها آورده شبیخونی
صد شهر تمنا را یغما زده ترکانه ۵
در دشت جنون من جبریل زبون صیدی
یزدان به کمند آور ای همت مردانه ۶
اقبال به منبر زد رازی که نباید گفت
نا پخته برون آمد از خلوت میخانه ۷
این جلوت جانانه آن خلوت جانانه ۱
شادم که مزار من در کوی حرم بستند
راهی ز مژه کاوم از کعبه به بتخانه ۲
از بزم جهان خوشتر از حور جنان خوشتر
یک همدم فرزانه وز باده دو پیمانه ۳
هر کس نگهی دارد هر کس سخنی دارد
در بزم تو می خیزد افسانه ز افسانه ۴
این کیست که بر دلها آورده شبیخونی
صد شهر تمنا را یغما زده ترکانه ۵
در دشت جنون من جبریل زبون صیدی
یزدان به کمند آور ای همت مردانه ۶
اقبال به منبر زد رازی که نباید گفت
نا پخته برون آمد از خلوت میخانه ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است
گوهر بعدی:بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.