خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات عمیق خود درباره زندگی، فقر، و آرزوهای برآورده نشده میپردازد. او از نگاههای نافذ و تأثیرگذار سخن میگوید که مانند تیر به دل و جان مینشینند. همچنین، شاعر به تضاد بین ثروت و فقر اشاره میکند و تعجب میکند که چگونه یک فقیر در دو جهان جای نمیگیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
بصدای درمندی بنوای دلپذیری
به صدای دردمندی به نوای دلپذیری
خم زندگی گشادم به جهان تشنه میری ۱
تو به روی بینوائی در آن جهان گشادی
که هنوز آرزویش ندمیده در ضمیری ۲
ز نگاه سرمه سائی به دل و جگر رسیدی
چه نگاه سرمه سائی دو نشانه زد به تیری ۳
به نگاه نارسایم چه بهار جلوه دادی
که به باغ و راغ نالم چو تذرو نو صفیری ۴
چه عجب اگر دو سلطان به ولایتی نگنجند
عجب اینکه می نگنجد به دو عالمی فقیری ۵
خم زندگی گشادم به جهان تشنه میری ۱
تو به روی بینوائی در آن جهان گشادی
که هنوز آرزویش ندمیده در ضمیری ۲
ز نگاه سرمه سائی به دل و جگر رسیدی
چه نگاه سرمه سائی دو نشانه زد به تیری ۳
به نگاه نارسایم چه بهار جلوه دادی
که به باغ و راغ نالم چو تذرو نو صفیری ۴
چه عجب اگر دو سلطان به ولایتی نگنجند
عجب اینکه می نگنجد به دو عالمی فقیری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
گوهر بعدی:بر سر کفر و دین فشان رحمت عام خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.