هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس غربت، بیخانمانی و سرگردانی خود میگوید. او خود را مانند خاکستری سرد شده در صحرا میداند که از بادهای زندگی خاموش شده است. با وجود غم و اشک، امیدواری به آینده و انتظار برای رسیدن به مقصدی بهتر در او زنده است. او خود را جویباری از روزگار میداند که از چشمهسار زندگی سرچشمه گرفته و به سوی ابدیت در حرکت است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، احساسات پیچیدهای مانند غربت، انتظار و امیدواری در آن مطرح شده که برای سنین پایینتر ممکن است قابل درک نباشد.
هوای خانه و منزل ندارم
هوای خانه و منزل ندارم
سر راهم غریب هر دیارم ۱
سحر می گفت خاکستر صبا را
«فسرد از باد این صحرا شرارم ۲
گذر نرمک ، پریشانم مگردان
ز سوز کاروانی یادگارم» ۳
ز چشمم اشک چون شبنم فرو ریخت
که من هم خاکم و در رهگذارم ۴
بگوش من رسید از دل سرودی
که جوی روزگار از چشمه سارم ۵
ازل تاب و تب پیشنیهٔ من
ابد از ذوق و شوق انتظارم ۶
میندیش از کف خاکی میندیش
بجان تو که من پایان ندارم ۷
سر راهم غریب هر دیارم ۱
سحر می گفت خاکستر صبا را
«فسرد از باد این صحرا شرارم ۲
گذر نرمک ، پریشانم مگردان
ز سوز کاروانی یادگارم» ۳
ز چشمم اشک چون شبنم فرو ریخت
که من هم خاکم و در رهگذارم ۴
بگوش من رسید از دل سرودی
که جوی روزگار از چشمه سارم ۵
ازل تاب و تب پیشنیهٔ من
ابد از ذوق و شوق انتظارم ۶
میندیش از کف خاکی میندیش
بجان تو که من پایان ندارم ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:زمستان را سرآمد روزگاران
گوهر بعدی:از چشم ساقی مست شرابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.