هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر احساساتی عمیق و نگاهی فلسفی به زندگی است که در آن شاعر از نبود آرزوها، تماشا، و معنا در زندگی سخن میگوید. او به بیزبانی شوق، بیگانگی روزگار، و سکوت عشق اشاره میکند و در نهایت، از نقش عشق در ایجاد هیجان و غوغا در زندگی میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
نرگس طناز او چشم تماشائی نداشت ۱
خاک را موج نفس بود و دلی پیدا نبود
زندگانی کاروانی بود و کالائی نداشت ۲
روزگار از های و هوی میکشان بیگانه ئی
باده در میناش بود و باده پیمائی نداشت ۳
برق سینا شکوه سنج از بی زبانیهای شوق
هیچکس در وادی ایمن تقاضائی نداشت ۴
عشق از فریاد ما هنگامه ها تعمیر کرد
ورنه این بزم خموشان هیچ غوغائی نداشت ۵
نرگس طناز او چشم تماشائی نداشت ۱
خاک را موج نفس بود و دلی پیدا نبود
زندگانی کاروانی بود و کالائی نداشت ۲
روزگار از های و هوی میکشان بیگانه ئی
باده در میناش بود و باده پیمائی نداشت ۳
برق سینا شکوه سنج از بی زبانیهای شوق
هیچکس در وادی ایمن تقاضائی نداشت ۴
عشق از فریاد ما هنگامه ها تعمیر کرد
ورنه این بزم خموشان هیچ غوغائی نداشت ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:باز این عالم دیرینه جوان می بایست
گوهر بعدی:هنگامه را که بست درین دیر دیر پای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.