متن بالا شعری عرفانی و عاشقانه است که از زبان شاعری بیان میشود که در جستجوی عشق و حقیقت است. شاعر از شکستن شیشه صبر و سکون خود میگوید و به توصیه پیر رومی به حرکت و خیزش اشاره میکند. او از شوق، جذب و یقین سخن میگوید و به زیباییهای بهشت مانند ایوان و کاخ برین و حوران بهشت اشاره میکند. شاعر از عشق بیپروا و سفرهای روحانی میگوید و این که عشق در هجر و وصال آسوده نیست. در نهایت، او از شیوههای حوران بهشت و نوای خوش آنان یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'حوران بهشت' و 'عشق بیپروا' نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارد.
زنده رود رخصت میشود از فردوس برین و تقاضای حوران بهشتی
پیر رومی گفت در گوشم که خیز ۱
آن حدیث شوق و آن جذب و یقین
آه آن ایوان و آن کاخ برین ۲
با دل پر خون رسیدم بر درش
یک هجوم حور دیدم بر درش ۳
بر لب شان زنده رود ای زنده رود
زنده رود ای صاحب سوز و سرود ۴
شور و غوغا از یسار و از یمین
یکدو دم با ما نشین ، با ما نشین ۵
زنده رود ۶
راهرو کو داند اسرار سفر
ترسد از منزل ز رهزن بیشتر ۷
عشق در هجر و وصال آسوده نیست
بی جمال لایزال آسوده نیست ۸
ابتدا پیش بتان افتادگی
انتها از دلبران آزادگی ۹
عشق بی پروا و هر دم در رحیل
در مکان و لامکان ابن السبیل ۱۰
کیش ما مانند موج تیز گام
اختیار جاده و ترک مقام ۱۱
حوران بهشت ۱۲
شیوه ها داری مثال روزگار
یک نوای خوش دریغ از ما مدار ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.