هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید و خود را همچون شاخهای تازه در باغ معشوق میداند. او از لطف و محبت معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که خاک و دست معشوق، جایگاه و پشتیبان او باشد. شاعر با اشاره به شفقت معشوق، بیان میکند که افتخار و سربلندی او از آسمان نیز فراتر رفته است.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۹۹ - هر نفسی تازه ترم، کز سر روزن بپرم
هر نَفَسی تازه تَرَم، کَزْ سَرِ روزَن بِپَرَم
چون که بهارم تو شَهی، باغِ تواَم، شاخِ تَرَم ۱
چون که تویی میرْمرا، در بَرِ خود گیر مرا
خاکِ تو بادا کُلَهَم، دستِ تو بادا کَمَرَم ۲
چون که تو دستِ شَفَقَت، بر سَرِ ما داشتهیی
نیست عَجَب گَر زِشَرَف، بُگْذرد از چَرخْ سَرَم ۳
چون که بهارم تو شَهی، باغِ تواَم، شاخِ تَرَم ۱
چون که تویی میرْمرا، در بَرِ خود گیر مرا
خاکِ تو بادا کُلَهَم، دستِ تو بادا کَمَرَم ۲
چون که تو دستِ شَفَقَت، بر سَرِ ما داشتهیی
نیست عَجَب گَر زِشَرَف، بُگْذرد از چَرخْ سَرَم ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۹۸ - جمع تو دیدم، پس ازین هیچ پریشان نشوم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰۰ - تیز دوم، تیز دوم، تا به سواران برسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.