هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از فراق و غم رنج می‌برد. شاعر از بی‌قراری، اندوه و عشق خود سخن می‌گوید و از شمس تبریزی به عنوان معشوق یاد می‌کند. او از تنهایی، شکست‌های عاطفی و آتش درونی خود می‌گوید و آرزوی وصال دارد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌ی ادبیات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۱۴۰۸ - تا به کی ای شکر چو تن‌ بی‌دل و جان فغان کنم؟

تا به کِی ای شِکَر چو تَنْ‌ بی‌دل و جانْ فَغان کُنم؟
چند زِ برگ ریزِ غَمْ زَرد شوم؟ خَزان کُنم؟ ۱

از غَم و اَنْدُهان من، سوختْ درونِ جانِ من
جُمله فروغِ آتشین، تا به کِی‌اَش نَهان کُنم؟ ۲

چند زِ دوستْ دشمنی؟ جان شِکَنیّ و تَن زنی؟
چند منِ شکسته دل، نوحهٔ تَنْ به جان کُنم؟ ۳

مومنِ عشقَم ای صَنَم نَعْرهٔ عشق می‌زَنَم
هَمچو اسیرَکان زِ غَمْ تا به کِی اَلْاَمان کُنم؟ ۴

چون که خیالِ تو سَحَر، سویِ من آید ای قَمَر
چون گُذَرد زِ موجِ خون؟ خاصه که خون فَشان کُنم ۵

سنگ شُد آب از غَمَم، آه، نه سنگ و آهَنَم
کآتَش رویَد از تَنَم، چون که حَدیثِ آن کُنم ۶

ای تبریز شَمسِ دین، با تو قَرین و چون قَرین
دورِ قَمَر اگر هِلَد، با تو یکی قِران کُنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۰۷ - دوش چه خورده‌‌‌یی بگو، ای بت همچو شکرم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰۹ - ای تو بداده در سحر، از کف خویش باده‌‌‌‌‌ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.