خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دریای وجود خود میخواهد گوهری به او بدهد و متاعش را در کوه و دشت و دره پخش کند. او بیان میکند که دلش از طوفانی که دریای وجودش ایجاد کرده، باز نشده و درخواست طوفانی دیگر برای ایجاد شور و هیجان دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
ز بحر خود بجوی من گهر ده
ز بحر خود بجوی من گهر ده
متاع من بکوه و دشت و در ده ۱
دلم نگشود از آن طوفان که دادی
مرا شوری ز طوفانی دگر ده ۲
متاع من بکوه و دشت و در ده ۱
دلم نگشود از آن طوفان که دادی
مرا شوری ز طوفانی دگر ده ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:که گفت او را که آید بوی یاری؟
گوهر بعدی:بجلوت نی نوازیهای من بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.