هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، با زبانی نمادین و عرفانی، به موضوعاتی مانند رهایی از دغدغههای مادی، اهمیت فرصتها، خودشناسی، و ارزش قناعت میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند شبنم، دریا، و کمان، مخاطب را به تفکر در مورد زندگی و رسیدن به آرامش درونی دعوت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیازمند درک و تجربهای است که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده، برای مخاطبان کمسنتر ممکن است دشوار باشد.
غزل ۶۳ - با دل آسوده از تشویش آب و نان برآ
با دل آسوده از تشویش آب و نان برآ
همچوصحرا پای در دامن زخانومان برآ ۱
اضطرابی نیست در پرواز شبنم زین چمن
گرتوهم ازخود برون آیی به این عنوان برآ ۲
اوجاقبال جهان راپایهٔ فرصت کجاست
گوسرشکی چند بر بام سر مژگان برآ ۳
خاطرت گرجمع شداز هردوعالم فارغی
قطرهواری چونگهر زین بحر بیپایان برآ ۴
در جهان بیخبر شرم ازکه باید داشتن
دیدة بینا ندارد هیچکس، عریان برآ ۵
اقتضای دور این محفل اگر فهمیدهای
چون فراموشی بهگرد خاطر یاران برآ ۶
کم ز یوسف نیستی ای قدر دان عافیت
چاه و زندان مغتنمگیر از صف اخوان برآ ۷
دعوی فضل و هنر خواریست درابنای دهر
آبرو میخواهی اینجا اندکی نادان برآ ۸
عالمی در امتحانگاه هوس تک میزند
گر نهای قانع تو هم بیتاب ابن وآن برآ ۹
تا نگردی پایمال منت امداد خلق
بیعرقگامی دوپیش از خجلت احسان برآ ۱۰
از فسردن ننگ دارد جوهر تمکین مرد
چونکمان درخانه باش و برسر میدان برآ ۱۱
هرکساینجاقسمتش درخورداستعداداوست
قابل صد نعمتی از پرده چون دندان برآ ۱۲
گر به شمشیرت برانند از ادبگاه نیاز
همچوخون از زخم بیدل بالبخندان برآ ۱۳
همچوصحرا پای در دامن زخانومان برآ ۱
اضطرابی نیست در پرواز شبنم زین چمن
گرتوهم ازخود برون آیی به این عنوان برآ ۲
اوجاقبال جهان راپایهٔ فرصت کجاست
گوسرشکی چند بر بام سر مژگان برآ ۳
خاطرت گرجمع شداز هردوعالم فارغی
قطرهواری چونگهر زین بحر بیپایان برآ ۴
در جهان بیخبر شرم ازکه باید داشتن
دیدة بینا ندارد هیچکس، عریان برآ ۵
اقتضای دور این محفل اگر فهمیدهای
چون فراموشی بهگرد خاطر یاران برآ ۶
کم ز یوسف نیستی ای قدر دان عافیت
چاه و زندان مغتنمگیر از صف اخوان برآ ۷
دعوی فضل و هنر خواریست درابنای دهر
آبرو میخواهی اینجا اندکی نادان برآ ۸
عالمی در امتحانگاه هوس تک میزند
گر نهای قانع تو هم بیتاب ابن وآن برآ ۹
تا نگردی پایمال منت امداد خلق
بیعرقگامی دوپیش از خجلت احسان برآ ۱۰
از فسردن ننگ دارد جوهر تمکین مرد
چونکمان درخانه باش و برسر میدان برآ ۱۱
هرکساینجاقسمتش درخورداستعداداوست
قابل صد نعمتی از پرده چون دندان برآ ۱۲
گر به شمشیرت برانند از ادبگاه نیاز
همچوخون از زخم بیدل بالبخندان برآ ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲ - فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآ
گوهر بعدی:غزل ۶۴ - شور جنون درقفسی با همه بیگانه برآ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.