هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها، حسرتها و تجربیات تلخ زندگی خود سخن میگوید. او از عشق نافرجام، آتش درونی خاموش شده، خندههای ساختگی و گریههای واقعی یاد میکند. همچنین به تأثیرات عمیق عشق و محرومیت اشاره دارد که او را به سمت تفکر و عرفان سوق داده است.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند رنج عشق و حسرت برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۱۵ - عبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
عبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
موج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرا ۱
عمرها شد آتشم افسرده است ما نفس
خندهها بسیارکردیمگریه آموزد مرا ۲
زان همهحسرت کهحرمان باغبارم بردهاست
میزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا ۳
محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان
عالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا ۴
حرفلعل اوخموشم کردبیدلعمرهاست
گبر دارد رو به محرابیکه میسوزد مرا ۵
موج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرا ۱
عمرها شد آتشم افسرده است ما نفس
خندهها بسیارکردیمگریه آموزد مرا ۲
زان همهحسرت کهحرمان باغبارم بردهاست
میزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا ۳
محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان
عالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا ۴
حرفلعل اوخموشم کردبیدلعمرهاست
گبر دارد رو به محرابیکه میسوزد مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴ - زبن وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶ - چو تخم اشک بهکلفت سرشتهاند مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.