هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دیدن تصویر معشوق در آینه و آب سخن میگوید و بیان میکند که هر بار سعی میکند با او ارتباط برقرار کنند، شرایط تیره و تار میشود. او از ناتوانی در بیان احساسات خود و درد دوری از معشوق میگوید و آرزو میکند که بتواند با او ارتباط برقرار کند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۵۳ - در آینه چون بینم نقش تو، به گفت آرم
در آیِنِه چون بینم نَقْشِ تو، به گفت آرَم
آیینه نخواهد دَم، ای وایْ زِگُفتارم ۱
در آبْ تو را بینم، در آبْ زَنَم دستی
هم تیره شود آبَم، هم تیره شود کارَم ۲
ای دوست میانِ ما، ای دوستْ نمیگُنجَد
ای یار اگر گویم ای یار، نمییارَم ۳
زان راه که آه آمد، تا باز رَوَد آن رَهْ
من راهِ دَهان بَستم، من ناله نمیآرَم ۴
گَر ناله و آه آمد، زان پَردهٔ ماه آمد
نَظّارهٔ مَهْ خوشتر، ای ماهِ دَهْ و چارَم ۵
آیینه نخواهد دَم، ای وایْ زِگُفتارم ۱
در آبْ تو را بینم، در آبْ زَنَم دستی
هم تیره شود آبَم، هم تیره شود کارَم ۲
ای دوست میانِ ما، ای دوستْ نمیگُنجَد
ای یار اگر گویم ای یار، نمییارَم ۳
زان راه که آه آمد، تا باز رَوَد آن رَهْ
من راهِ دَهان بَستم، من ناله نمیآرَم ۴
گَر ناله و آه آمد، زان پَردهٔ ماه آمد
نَظّارهٔ مَهْ خوشتر، ای ماهِ دَهْ و چارَم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۶۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۵۲ - ساقی چو شه من بد، بیش از دگران خوردم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵۴ - گفتم به مهی کز تو، صد گونه طرب دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.