هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و احساسات خود به معشوق سخن میگوید. او از طرب و شادیهایی که از معشوق میگیرد و همچنین از عجایب و اسرار وجودی معشوق صحبت میکند. شاعر به رابطهی عمیق خود با غم عشق اشاره میکند و از نور و جذابیت معشوق میگوید که باعث شده او به دنبال آن باشد. در نهایت، شاعر از آتش عشق و اشتیاق خود سخن میگوید که از هر آتشی سوزانندهتر است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عشق و غم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۴۵۴ - گفتم به مهی کز تو، صد گونه طرب دارم
گفتم به مَهی کَزْ تو، صد گونه طَرَب دارم
گفتا که به غیرِ آن، صد چیزِ عَجَب دارم ۱
گفتم که دَرین بازی، ما را سَبَبی سازی
گفتا که من این بازی، بیرونِ سَبَب دارم ۲
هر طایفه با قومی، خویشیّ و نَسَب دارند
من با غَمِ عشقِ تو، خویشیّ و نَسَب دارم ۳
بیرون مَشو از دیده، ای نورِ پَسَندیده
کَزْ دولتِ نورِ تو، مَطلوبِ طَلَب دارم ۴
آنَم که زِهرآهَش، در چَرخْ زَنَم آتش
وَزْ آتش بر آتش، از عشق لَهَب دارم ۵
گفتا که به غیرِ آن، صد چیزِ عَجَب دارم ۱
گفتم که دَرین بازی، ما را سَبَبی سازی
گفتا که من این بازی، بیرونِ سَبَب دارم ۲
هر طایفه با قومی، خویشیّ و نَسَب دارند
من با غَمِ عشقِ تو، خویشیّ و نَسَب دارم ۳
بیرون مَشو از دیده، ای نورِ پَسَندیده
کَزْ دولتِ نورِ تو، مَطلوبِ طَلَب دارم ۴
آنَم که زِهرآهَش، در چَرخْ زَنَم آتش
وَزْ آتش بر آتش، از عشق لَهَب دارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۵۳ - در آینه چون بینم نقش تو، به گفت آرم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵۵ - ای خواجه سلام علیک، من عزم سفر دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.