هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، احساسات عمیق انسانی مانند ناامیدی، تنهایی، ضعف و ناتوانی در برابر تقدیر را بیان می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خاکستر، شمع، سایه و آینه، حالات روحی خود را به تصویر می‌کشد. او از ناتوانی در رسیدن به آرزوها، گذر عمر و بی‌پناهی سخن می‌گوید و در نهایت به عریانی و بی‌پیرایگی وجود خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با تصاویر پیچیده و احساسات سنگین، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربه زندگی بیشتری نیاز دارد. نوجوانان ممکن است در درک کامل این مفاهیم با مشکل مواجه شوند.

غزل ۱۹۰ - لغزشی خورده ز پا تا سر ما

لغزشی خورده ز پا تا سر ما
خنده دارد خط بی‌مسطر ما ۱

ذره پر منفعل اظهار است
کو هیولا وکجا پیکر ما ۲

می‌نهد بر خط زنهار انگشت
موی چینی زتن لاغرما ۳

خنده زن شمع ازبن بزم‌گذشت
گل بچینید ز خاکستر ما ۴

جهد ازآیینهٔ ما زنگ نبرد
منفعل شدکف روشنگر ما ۵

خواب ما زبر سیاهی ببالد
سایه افکند به سر بستر ما ۶

عمرها شدکه عرق می‌گرییم
شرم حسنی است به چشم‌ترما ۷

حیف همت‌که زمانی چوحباب
صدف بحر نشدگوهر ما ۸

چهرهٔ زرد، شکنها اندوخت
سکه زد ضعف‌کنون بر زرما ۹

عجز طومار طلبها طی‌کرد
مهر شد آبله بر دفتر ما ۱۰

شمع حرمانکدهٔ بیکسی‌ام
پا مگر دست نهد برسرما ۱۱

رنگ پرواز ندیدیم به خواب
بالش نازکه دارد پر ما ۱۲

علت بی‌بصری را چه علاج
نگهی داشت تغافلگر ما ۱۳

نیست پیراهن دیگر بیدل
غیر عریانی ما در بر ما ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - بی‌ثمری حصار شد در چمن امید ما
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - نیست خاکسترما شعله صفت بسترما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.