هوش مصنوعی: این متن شعری است که از فقر، ناتوانی و رنج‌های زندگی سخن می‌گوید. شاعر از بی‌پناهی، بی‌عصایی و تلاش‌های بی‌ثمر خود و دیگران می‌نالد. او به ناپایداری عمر، بی‌عدالتی و سختی‌های معیشتی اشاره می‌کند و از آرزوهای بربادرفته و امیدهای ازدست‌رفته می‌گوید. در نهایت، شاعر به ناتوانی انسان در برابر تقدیر و شرایط سخت زندگی اعتراف می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عمیق اجتماعی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی، فقر و رنج ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامناسب باشد.

غزل ۲۵۳ - فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ما

فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ما
ناله به خواب ناز رفت در نی بوریای ما ۱

شکرقبول عاجزی تا به‌کجا ادانیم
گشت اجابت از ادب درکف ما دعای ما ۲

در چه‌بلافتاده است‌، خلق زکف چه‌داده است
هرکه لبی‌گشاده است آه من است و وای ما ۳

جیب ففسن ریبده را بخیهٔ خمی سکجاست
تکمهٔ اشک شبنم ست بند سحر قبای ما ۴

گرد خیال عاشقان رفت به عالم دگر
پا به فلک نمی‌نهد سر به رهت فدای ما ۵

آه‌که همچوسایه رفت عمر به سودن جبین
از سر خاک برنخاست‌کوشش بی‌عصای ما ۶

شمع دماغ تک زدن داد به باد سوختن
برتن ما سری نبود آبله داشت پای ما ۷

در نفس حباب چیست تاب محیط دم زدن
روبه عرق نهفت ورفت زندگی ازحیای ما ۸

در غم جتسجوی رزق سودن دست داشتیم
آبلهرینخت دانه‌ای چند در آسیای ما ۹

کاش به نقش پا رسیم تا به‌گذشته‌ها رسیم
هرقدم آه می‌کشد آبله در قفای ما ۱۰

دور بهار لاله‌ایم فرصت عیش ماکم ست
داغ شدیم وداغ هم‌گرم نکرد جای ما ۱۱

در حرمی‌که آسمان سجده نیارد از ادب
از چه متاع دم زند بیدل بینوای ما ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۲ - از ما پیام وصل تهی‌کرد جای ما
گوهر بعدی:غزل ۲۵۴ - گر چنین بالد ز طوف دامنت اجزای ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.