هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، به موضوعاتی مانند ناپایداری زندگی، بیهدفی انسان، و بیثباتی جهان میپردازد. شاعر از عناصری مانند هوا، گردباد، و غبار برای نشان دادن بیثباتی و گذرایی زندگی استفاده میکند. همچنین، مفاهیمی مانند عشق، رنج، و جستجوی معنا در میان این بیثباتیها نیز مورد توجه قرار گرفتهاند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به درک بالاتری از ادبیات و زندگی دارند.
غزل ۲۷۴ - مآلکار چه بیندکسی نظر به هوا
مآلکار چه بیندکسی نظر به هوا
نمیتوان خبر پاگرفت سر به هوا ۱
درتن چمن ز جنونکاری خیال مپرس
به خاکریشه وگل میکند ثمر به هوا ۲
زمین مزرعایجاد بسکه تنگ فضاست
نمونکاشته تخم شرر مگربه هوا ۳
بهعافیتگه خاکسترم چو شعله سریست
مباد ذوق فضولیکند خبر به هوا ۴
نه مقصدیست معین نه مطلبی منظور
چوگردباد همین بستهامکمر به هوا ۵
جهانگرفت به رنگینی پر طاووس
غبار منکه ندانمکه داد سر به هوا ۶
حدیث سرکشی از قامت بلندکه داشت
که لبگزیدهگرهبند نیشکر به هوا ۷
چو شبنمیکهکند از مزاج صبح بهار
به راهت آینهها بسته چشم تر به هوا ۸
ز ساز قافلهٔ عمر جمعدار دلت
که محمل نفسی دارد این سفر به هوا ۹
به دستگاه رعونت درین بساط مناز
که رفته است سرشمع بیشتر به هوا ۱۰
چه تنگی این همه افشرد دشت امکان را
که ابر بیضه شکستهست زیر پر به هوا ۱۱
دل فسرده اگر سد راه نیست چرا
گشودهاند چو صبحت هزار در به هوا ۱۲
تعلق دونفس ما ومن غنیمتگیر
که این غبار نیابی دم دگر به هوا ۱۳
به غیروصل عدم چیست مدعا بیدل
که هر نفس نفس اینجاست نامه بر به هوا ۱۴
نمیتوان خبر پاگرفت سر به هوا ۱
درتن چمن ز جنونکاری خیال مپرس
به خاکریشه وگل میکند ثمر به هوا ۲
زمین مزرعایجاد بسکه تنگ فضاست
نمونکاشته تخم شرر مگربه هوا ۳
بهعافیتگه خاکسترم چو شعله سریست
مباد ذوق فضولیکند خبر به هوا ۴
نه مقصدیست معین نه مطلبی منظور
چوگردباد همین بستهامکمر به هوا ۵
جهانگرفت به رنگینی پر طاووس
غبار منکه ندانمکه داد سر به هوا ۶
حدیث سرکشی از قامت بلندکه داشت
که لبگزیدهگرهبند نیشکر به هوا ۷
چو شبنمیکهکند از مزاج صبح بهار
به راهت آینهها بسته چشم تر به هوا ۸
ز ساز قافلهٔ عمر جمعدار دلت
که محمل نفسی دارد این سفر به هوا ۹
به دستگاه رعونت درین بساط مناز
که رفته است سرشمع بیشتر به هوا ۱۰
چه تنگی این همه افشرد دشت امکان را
که ابر بیضه شکستهست زیر پر به هوا ۱۱
دل فسرده اگر سد راه نیست چرا
گشودهاند چو صبحت هزار در به هوا ۱۲
تعلق دونفس ما ومن غنیمتگیر
که این غبار نیابی دم دگر به هوا ۱۳
به غیروصل عدم چیست مدعا بیدل
که هر نفس نفس اینجاست نامه بر به هوا ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۳ - کدامین نشئه بیرون داد راز سینهٔ مینا
گوهر بعدی:غزل ۲۷۵ - تاراجگرگل بود بدمستی اجزاها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.