هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با زبان پیچیده و استعاری، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، ناامیدی، و فلسفهٔ وجودی میپردازد. شاعر از درد محبت، بیپاسخی دعاها، و ستمهای روزگار سخن میگوید و با تصاویری مانند اشک، آتش، و آیینه، حالات درونی خود را بیان میکند. در نهایت، شعر به مفاهیمی مانند توهم، حقیقت، و رازآلودگی هستی اشاره دارد.
رده سنی:
18+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و از زبان استعاری و پیچیدهای استفاده میکند که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۳۴۲ - ممسک اگربه عرض سخا جوشد ازشراب
ممسک اگربه عرض سخا جوشد ازشراب
دستی بلند میکند اما به زیرآب ۱
طبعکرم فسردهٔ دست تهی مباد
برگشت عالمیست ستم خشکی سحاب ۲
این است اگر سماجت ارباب احتیاج
رحم است بر مزاج دعاهای مستجاب ۳
غارت نصیب حسرت درد محبتم
نگریست بیدلیکه زچشمم نبرد آب ۴
دل آنقدرگریستکه غم هم به سیل رفت
آتش درآب غوطه زد از اشک اینکباب ۵
افسانهسازی شرر و برق تا بهکی
گر مرد این رهی توهم از خود برون شتاب ۶
یاران عبث به وهم تعلق فسردهاند
اینجاست چون نگه قدم از خانه در رکاب ۷
صبح از نفسدو مصرعبرجسته خواند و رفت
دیوان اعتبار و همین بیتش انتخاب ۸
خواهی نفس خیالکن و خواهگرد وهم
چیزی نمودهایم در آیینهٔ حباب ۹
محویم و باعثی زتحیرپدید نیست
ای فطرت آبکرد وزما رفعکن حجاب ۱۰
معنی چه وانماید از این لفظهای پوچ
پرتشنه است جلوه وآیینهها سراب ۱۱
در بزم عشق، علم چه و معرفتکدام
تا عقل گفتهایم جنون میدرد نقاب ۱۲
در عالمیکه یاد تو با ما مقابل است
آیینه میکشد به رخ سایه آفتاب ۱۳
بیدل ز جوش سبزه در این ره فتاده است
بیچشم یک جهان مژه تهمتپرست خواب ۱۴
دستی بلند میکند اما به زیرآب ۱
طبعکرم فسردهٔ دست تهی مباد
برگشت عالمیست ستم خشکی سحاب ۲
این است اگر سماجت ارباب احتیاج
رحم است بر مزاج دعاهای مستجاب ۳
غارت نصیب حسرت درد محبتم
نگریست بیدلیکه زچشمم نبرد آب ۴
دل آنقدرگریستکه غم هم به سیل رفت
آتش درآب غوطه زد از اشک اینکباب ۵
افسانهسازی شرر و برق تا بهکی
گر مرد این رهی توهم از خود برون شتاب ۶
یاران عبث به وهم تعلق فسردهاند
اینجاست چون نگه قدم از خانه در رکاب ۷
صبح از نفسدو مصرعبرجسته خواند و رفت
دیوان اعتبار و همین بیتش انتخاب ۸
خواهی نفس خیالکن و خواهگرد وهم
چیزی نمودهایم در آیینهٔ حباب ۹
محویم و باعثی زتحیرپدید نیست
ای فطرت آبکرد وزما رفعکن حجاب ۱۰
معنی چه وانماید از این لفظهای پوچ
پرتشنه است جلوه وآیینهها سراب ۱۱
در بزم عشق، علم چه و معرفتکدام
تا عقل گفتهایم جنون میدرد نقاب ۱۲
در عالمیکه یاد تو با ما مقابل است
آیینه میکشد به رخ سایه آفتاب ۱۳
بیدل ز جوش سبزه در این ره فتاده است
بیچشم یک جهان مژه تهمتپرست خواب ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۱ - ز درد تشنهلبیها در این محیط سراب
گوهر بعدی:غزل ۳۴۳ - میدهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.