هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی مانند عشق، اضطراب، رنج، وارستگی، و تأمل در هستی می‌پردازد. شاعر از احساسات پیچیده‌ای مانند شوق، حسرت، و حیرت سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند آینه، گل، آب، و آتش به‌عنوان نمادهای معنوی استفاده می‌کند. در نهایت، متن به ناتوانی انسان در رسیدن به کمال و پیچیدگی‌های عشق و زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند اضطراب، رنج، و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۳۴۳ - می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب

می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب
خانهٔ آیینه‌ای داریم و می‌ گردد خراب ۱

در محیط عشق تا سر درگریبان برده‌ایم
نیست چون‌گرداب رزق‌ما به‌غیرازپیچ وتاب ۲

کاش با اندیشهٔ هستی نمی‌پرداختیم
خواب دیگر شد غبار بینش از تعبیر خواب ۳

یک گره‌وار از تعلق مانع وارستگی‌ست
موج اینجا آبله درپاست از نقش حباب ۴

بسمل شوق‌گل‌اندامی‌ست سر تا پای من
می‌توان‌چون‌گل‌گرفت‌از خندهٔ‌زخمم گلاب ۵

در محبت چهرهٔ زردی به دست آورده‌ام
زین گلستان کرده‌ام برگ خزانی انتخاب ۶

پیش روی اوکه آتش رنگ می‌بازد ز شرم
آینه از ساده‌لوحی می‌زند نقشی بر آب ۷

در تماشاگاه بوی‌گل نگه را بار نیست
آب ده چشم هوس ای شبنم از سیر نقاب ۸

تا به‌کی بیکار باشد جوهر شمشیر ناز
گرچه می‌دانم نگاهت فتنه است ما مخواب ۹

در دبستان تماشای جمالت هر سحر
دارد از خط شعاعی مشق حیرت آفتاب ۱۰

شور حشر انگیخت‌دل از سعی‌خاکستر شدن
سوخت‌چندانی‌که‌سر تا پا نمک شد این‌کباب ۱۱

ناقصان را بیدل آسان نیست تعلیم‌کمال
تا دمد یک دانه چندین آبرو ریزد سحاب ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۲ - ممسک اگربه عرض سخا جوشد ازشراب
گوهر بعدی:غزل ۳۴۴ - می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.