هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مفاهیمی مانند غم، عشق، مقاومت، و پوچی زندگی سخن می‌گوید. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشک، خوشه‌های خشک، و گردون، احساسات عمیق و فلسفی را بیان می‌کند. شاعر به ناپایداری دنیا و رنج‌های انسانی اشاره می‌کند و از عشق، مرگ، و جستجوی معنا در زندگی می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

غزل ۴۰۹ - اشک از مژگان درین ویرانه نشکست و نریخت

اشک از مژگان درین ویرانه نشکست و نریخت
خوشه‌خشکی‌داشت اینجادانه‌نشکست‌و نریخت ۱

زیرگردون صدهزاران سر به باد فتنه رفت
کهنه خشتی زین ندمتخانه نشکست و نریخت ۲

درکشاکش اقتدار ارهٔ اقبال دهر
اینقدرها بسکه یک‌دندانه‌نشکست و نریخت ۳

آه از آن روزی که‌استغنای غیرت‌زای عشق
خاک صحرا برسر دیوانه نشکست ونریخت ۴

سعی سر چنگ ملامت چاره‌ای سودا نکرد
موی‌از مجنون به‌چندین شانه‌نشکست و نریخت ۵

مجلس می شیشه و پیمانه‌ای بسیار داشت
هیچ‌کس چون‌محتسب‌مستانه‌نشکست‌و نریخت ۶

در بر این انجمن رنگی نگردانید شمع
تا قیامت هم پرپروانه نشکست و نریخت ۷

باعث هرگریه و فریاد لطف آشناست
شیشه وصهبای ما بیگانه نشکست و نریخت ۸

مرگ می‌باشد علاج تشنه‌کامیهای حرص
پر نشد پیمانه تا پیمانه نشکست ونریخت ۹

تا ابد در خاک اگر جویی نخواهی‌یافتن
آن قدح‌کز بازی طفلانه نشکست و نریخت ۱۰

ماتم امروز دید و نوحهٔ فردا شنید
اشک‌مابیدل به‌هیچ‌افسانه‌نشکست‌و نریخت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۸ - زان اشک‌که چون شمع زچشم‌تر من ریخت
گوهر بعدی:غزل ۴۱۰ - زاهد،‌که‌بادش‌، آفت ایمان شکست و ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.