هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از حالت بیخودی و مستی ناشی از عشق سخن میگوید. او از عقل و منطق فاصله گرفته و تنها به عشق و حالات شوریدهی دیوانگی توجه دارد. شاعر در این حالت، تنها عشق و حضور معشوق را میبیند و از هر چیز دیگری غافل است. او حتی از دامهای دنیوی و مادی نیز بیخبر است و تنها به عشق و مستی ناشی از آن توجه دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۴۸۳ - امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
امروز مَها خویش زِ بیگانه ندانیم
مَستیمْ بِدان حَد، که رَهِ خانه ندانیم ۱
در عشقِ تو از عاقلهٔ عقلْ بِرَستیم
جُز حالَتِ شوریدهٔ دیوانه ندانیم ۲
در باغ به جُز عکسِ رُخِ دوست نبینیم
وَزْ شاخْ ب جُز حالَتِ مَستانه ندانیم ۳
گفتند دَرین دامْ یکی دانه نَهادهست
در دامْ چُنانیم که ما دانه ندانیم ۴
امروزْ ازین نُکته و افسانه مَخوانید
کَاْفسون نَپَذیرد دل و افسانه ندانیم ۵
چون شانه در آن زُلفْ چُنان رفت دلِ ما
کَزْ بیخودیْ از زُلفِ تو تا شانه ندانیم ۶
باده دِهْ و کَم پُرس که چَندُم قَدَح است این
کَزْ یادِ تو ما باده زِ پیمانه ندانیم ۷
مَستیمْ بِدان حَد، که رَهِ خانه ندانیم ۱
در عشقِ تو از عاقلهٔ عقلْ بِرَستیم
جُز حالَتِ شوریدهٔ دیوانه ندانیم ۲
در باغ به جُز عکسِ رُخِ دوست نبینیم
وَزْ شاخْ ب جُز حالَتِ مَستانه ندانیم ۳
گفتند دَرین دامْ یکی دانه نَهادهست
در دامْ چُنانیم که ما دانه ندانیم ۴
امروزْ ازین نُکته و افسانه مَخوانید
کَاْفسون نَپَذیرد دل و افسانه ندانیم ۵
چون شانه در آن زُلفْ چُنان رفت دلِ ما
کَزْ بیخودیْ از زُلفِ تو تا شانه ندانیم ۶
باده دِهْ و کَم پُرس که چَندُم قَدَح است این
کَزْ یادِ تو ما باده زِ پیمانه ندانیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۲ - چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۴ - بشکن قدح باده که امروز چنانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.