هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و غنایی از بیدل دهلوی، با مضامینی مانند عشق، دیدار معشوق، گذر عمر، ناپایداری دنیا و مفاهیم عرفانی مانند فنا و حقیقت، سروده شده است. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های پیچیده، حالات روحی و عرفانی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند گذر عمر و ناپایداری دنیا نیاز به تجربه‌ی زندگی برای درک بهتر دارد.

غزل ۴۴۶ - یاد آن جلوه ز چشمم‌ گره اشک‌ گشاست

یاد آن جلوه ز چشمم‌ گره اشک‌ گشاست
شوق دیدار پرستان چقدر آینه ‌زاست ۱

نذر کویی ‌ست غبار به هوا رفته‌ ی من
باخبر باش که دنبالهٔ این سرمه‌رساست ۲

پیری‌ام سر خط تحقیق فنا روشن‌ کرد
حلقهٔ قامت من عینک نقش‌ کف پاست ۳

خلوت‌آرای خیال ادب دیداریم
هرکجا آینه‌ای هست غبار دل ماست ۴

آنقدرسعی به آبادی ما لازم نیست
خانهٔ چشم به امداد نگاهی برپاست ۵

خاک هم شوخی‌اندز غباری دارد
شرط افتادگی آن است ‌که نتوان برخاست ۶

آتش از چهرهٔ زرین اثر زر ندهد
دین به دنیا مفروشید که دنیا دنیاست ۷

غنچه زان پیش که آهنگ نفس ساز کند
جرس قافلهٔ رنگ طرب‌، یأس نو است ۸

شوکت حسن‌ که لشکرکش نازست اینجا
عمرها شد صف مژگان بتان رو به قفاست ۹

بینوا نیست دل از جوش‌کدورت بیدل
شیشه را سنگ ستم آینهٔ حسن صداست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۵ - نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلت‌زاست
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷ - بازگردون در عبیرافشانی زلف شب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.