هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از حالات روحی و عاطفی خود سخن میگوید. او احساس سردرگمی و بیخبری از خود و اطرافش دارد، گویی در دنیایی از ابهام و ناآگاهی به سر میبرد. او از عشق، مستی، و بیخبری از اسرار زندگی میگوید و خود را درگیر مفاهیمی مانند ترازو، بازار، و طومار میبیند که نمادهایی از تعادل، تجارت، و نوشتن هستند. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که از بسیاری چیزها بیخبر است و در حالتی از سردرگمی و بیقراری به سر میبرد.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۸۷ - امروز چنانم که خر از بار ندانم
امروزْ چُنانم که خَر از بار ندانم
امروزْ چُنانم که گُل از خار ندانم ۱
امروزْ مرا یارْ بدان حالْ زِ سَر بُرد
با یارْ چُنانم که خود از یار ندانم ۲
دی باده مرا بُرد زِ مَستی به دَرِ یار
امروزْ چه چاره؟ که دَر از دار ندانم ۳
از خوف و رَجا پارْ دو پَر داشت دلِ من
امروزْ چُنان شُد که پَر از پار ندانم ۴
از چهرهٔ زارِ چو زَرَم بود شِکایَت
رَستَم زِ شِکایَت، چو زَر از زار ندانم ۵
از کارِ جهانْ کور بُوَد مَردمِ عاشق
اما نه چو من خود که کَر از کار ندانم ۶
جولاههٔ تَردامَنِ ما تار بِدَرّید
می گفت زِ مَستی کهتر از تار ندانم ۷
چون چَنگَم، از زَمزَمهٔ خود خَبَرم نیست
اسرار هَمیگویم و اسرار ندانم ۸
مانندِ تَرازو و گَزَم من، که به بازار
بازار هَمیسازم و بازار ندانم ۹
در اِصْبَعِ عشقم، چو قَلَمْ بیخود و مُضْطَر
طومارْ نِویسَم من و طومار ندانم ۱۰
امروزْ چُنانم که گُل از خار ندانم ۱
امروزْ مرا یارْ بدان حالْ زِ سَر بُرد
با یارْ چُنانم که خود از یار ندانم ۲
دی باده مرا بُرد زِ مَستی به دَرِ یار
امروزْ چه چاره؟ که دَر از دار ندانم ۳
از خوف و رَجا پارْ دو پَر داشت دلِ من
امروزْ چُنان شُد که پَر از پار ندانم ۴
از چهرهٔ زارِ چو زَرَم بود شِکایَت
رَستَم زِ شِکایَت، چو زَر از زار ندانم ۵
از کارِ جهانْ کور بُوَد مَردمِ عاشق
اما نه چو من خود که کَر از کار ندانم ۶
جولاههٔ تَردامَنِ ما تار بِدَرّید
می گفت زِ مَستی کهتر از تار ندانم ۷
چون چَنگَم، از زَمزَمهٔ خود خَبَرم نیست
اسرار هَمیگویم و اسرار ندانم ۸
مانندِ تَرازو و گَزَم من، که به بازار
بازار هَمیسازم و بازار ندانم ۹
در اِصْبَعِ عشقم، چو قَلَمْ بیخود و مُضْطَر
طومارْ نِویسَم من و طومار ندانم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۶ - چون آینهٔ رازنما باشد جانم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۸ - ای خواجه بفرما به که مانم؟ به که مانم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.