هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج ناشی از جدایی و عشق ناکام است. شاعر با استفاده از استعاره‌های آتش و سوختن، احساسات درونی خود را به تصویر می‌کشد. او از بی‌قراری، بی‌تابی و اشتیاق سوزان خود سخن می‌گوید و زندگی بدون معشوق را همچون آتش می‌داند. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند فنا، گذرا بودن دنیا و بی‌اعتباری آن نیز اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مضامین سنگین مانند سوختن و فنا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۹۶ - بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است

بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است
گر همه اشکی فشانم تا ثریا آتش است ۱

شوخی آهم به دل سرمایهٔ آرام نیست
سوختن صهباست نرمی راکه مینا آتش است ۲

همچو خورشید از فریب اعتبارما مپرس
چشمهٔ ما را اگر آبی‌ست پیدا آتش است ۳

بی‌تو چون شمعی‌که افروزند بر لوح مزار
خاک بر سرکرده‌ایم و بر سر ما آتش است ۴

جوهر علوی‌ست از هر جزوسفلی موجزن
سنگ هم با آن زمینگیری سراپا آتش است ۵

شاخ ازگلبن جدا، مصروف‌گلخن می‌شود
زندگی با دوستان‌عیش است‌و تنهاآتش است ۶

روسیاهی ماند هرجا رفت رنگ اعتبار
درحقیقت حاصل این آبروها آتش است ۷

با دو عالم آرزو نتوان حریف وصل شد
ما به‌جایی خار وخس‌بردیم‌کانجا آتش است ۸

نیست سامان دماغ هیچکس جز سوختن
ما همه سرگرم سوداییم و سودا آتش است ۹

نشئهٔ صهبا نمی‌ارزد به تش‌بش خمار
درگذر امروز از آبی که فردا آتش است ۱۰

گریه‌گر شد بی‌اثر از نالهٔ ما کن حذر
آب ما خون‌گشت اما آتش ما آتش است ۱۱

نیست جز رقص سپند آیینه‌دار وجد خلق
لیک بیدل‌کیست تا فهمدکه‌دنیا آتش است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۵ - ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
گوهر بعدی:غزل ۴۹۷ - آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.