هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی مانند عشق، رنج، فنا، و زندگی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند آتش، شمع، و پروانه برای بیان احساسات عمیق و دردهای درونی استفاده می‌کند. او به ناپایداری زندگی و رنج‌های آن اشاره می‌کند و از عشقی سوزان و بی‌قراری روح می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و فنا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۴۹۷ - آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است

آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است
همچو شمع اینجا زسرتا پای بسمل‌آتش است ۱

از عدم دوری‌، جهانی را به داغ وهم سوخت
محو دریا باش‌، ای‌گوهر! که ساحل آتش است ۲

یک قلم چون تخم اشک شمع آفت مایه‌ایم
کشت ما‌چندانکه سیراب‌است حاصل‌آتش است ۳

کلفت واماندگی شد برق بنیاد چنار
با وجود بی‌بریها پای درگل آتش است ۴

در شکنج زندگی می‌سوزدم یاد فنا
نیم بسمل را تغافلهای قاتل آتش است ۵

می‌رویم آنجاکه‌جز معدوم‌گشتن چاره نیست
کاروانها خار و خس دربار و منزل آتش است ۶

می‌گدازد جوهر شرم از هجوم احتیاج
ای‌کرم معذور در بنیاد سال آتش است ۷

از تپش‌های پر پروانه می‌آید به‌گوش
کاشنای شمع را بیرون محفل آتش است ۸

هر دو عالم لیلی بی‌پرده است‌، اما چه سود
غیرت مجنون ما را نام محمل آتش است ۹

زندگی بیدل دلیل منزل آرام نیست
چون نفس درزیرپا دل دارم و دل آتش است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۶ - بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است
گوهر بعدی:غزل ۴۹۸ - همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.