هوش مصنوعی:
این متن شعری است که بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از جدایی و فراق سخن میگوید و از تلاشهای بیثمر خود برای رسیدن به معشوق یا حقیقت عرفانی میگوید. او از رنجها و سختیهایی که متحمل شده است، سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که تنها راه نجات، رسیدن به سرچشمهی حقیقت است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۹۰ - از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
از شهرِ تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
از شاخِ درختِ تو، چُنین خامْ فُتیدیم ۱
در سایهٔ سَروِ تو مَها سیر نَخُفتیم
وَزْ باغِ تو از بیمِ نگهبانْ نَچَریدیم ۲
بر تابهٔ سودایِ تو گشتیم چو ماهی
تا سوخته گشتیم، وَلیکِن نَپَزیدیم ۳
گشتیم به ویرانه به سودایِ چو تو گنج
چون مار به آخِر به تَکِ خاک خَزیدیم ۴
چون سایه گُذشتیم به هر پاکی و ناپاک
اکنون به تو مَحْویم، نه پاک و نه پَلیدیم ۵
ما را چو بِجویید، بَرِ دوست بِجویید
کَزْ پوستْ فَناییم و بَرِ دوستْ پَدیدیم ۶
تا بر نَمَک و نانِ تو انگشت زَدَسْتیم
در فُرقَت و در شورْ بَسْ انگشت گَزیدیم ۷
چون طَبْلِ رَحیل آمد و آوازِ جَرَسها
ما رَخت و قُماشاتْ بر اَفْلاک کَشیدیم ۸
شُکر است که تِریاقِ تو با ماست، اگر چه
زَهری که همه خَلْق چَشیدند، چشیدیدم ۹
آن دَم که بُریده شُد ازین جویِ جهانْ آب
چون ماهیِ بیآب، بَرین خاکْ طَپیدیم ۱۰
چون جویْ شُد این چَشم، زِ بیآبیِ آن جویْ
تا عاقِبَۃُ الْاَمْر به سَرچَشمه رَسیدیم ۱۱
چون صَبْر فَرَج آمد و بیصَبْر حَرَج بود
خاموش مَکُن ناله، که ما صبر گُزیدیم ۱۲
از شاخِ درختِ تو، چُنین خامْ فُتیدیم ۱
در سایهٔ سَروِ تو مَها سیر نَخُفتیم
وَزْ باغِ تو از بیمِ نگهبانْ نَچَریدیم ۲
بر تابهٔ سودایِ تو گشتیم چو ماهی
تا سوخته گشتیم، وَلیکِن نَپَزیدیم ۳
گشتیم به ویرانه به سودایِ چو تو گنج
چون مار به آخِر به تَکِ خاک خَزیدیم ۴
چون سایه گُذشتیم به هر پاکی و ناپاک
اکنون به تو مَحْویم، نه پاک و نه پَلیدیم ۵
ما را چو بِجویید، بَرِ دوست بِجویید
کَزْ پوستْ فَناییم و بَرِ دوستْ پَدیدیم ۶
تا بر نَمَک و نانِ تو انگشت زَدَسْتیم
در فُرقَت و در شورْ بَسْ انگشت گَزیدیم ۷
چون طَبْلِ رَحیل آمد و آوازِ جَرَسها
ما رَخت و قُماشاتْ بر اَفْلاک کَشیدیم ۸
شُکر است که تِریاقِ تو با ماست، اگر چه
زَهری که همه خَلْق چَشیدند، چشیدیدم ۹
آن دَم که بُریده شُد ازین جویِ جهانْ آب
چون ماهیِ بیآب، بَرین خاکْ طَپیدیم ۱۰
چون جویْ شُد این چَشم، زِ بیآبیِ آن جویْ
تا عاقِبَۃُ الْاَمْر به سَرچَشمه رَسیدیم ۱۱
چون صَبْر فَرَج آمد و بیصَبْر حَرَج بود
خاموش مَکُن ناله، که ما صبر گُزیدیم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۶۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۹ - ساقی ز پی عشق روان است روانم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۱ - خلقان همه نیکاند جز این تن که گزیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.