هوش مصنوعی: این متن بیانگر نگرانی و تأمل شاعر درباره‌ی زندگی و مشکلات آن است. شاعر از هوس‌های بی‌فایده و رنج‌های ناشی از آن شکایت می‌کند و بر این باور است که تنها راه نجات، فرار از هوس‌های خود و روی آوردن به خداوند است. او همچنین به سختی‌های زندگی و نیاز انسان به خداوند اشاره می‌کند و از تلاش‌های بی‌ثمر و دردهای زندگی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند هوس، رنج، و نیاز به خداوند ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و سنگین باشد.

غزل ۱۴۹۱ - خلقان همه نیک‌اند جز این تن که گزیدیم

خَلْقان همه نیک‌اَند جُز این تَنْ که گُزیدیم
که از سَفَهَش بَسْ سَرِ انگشتْ گَزیدیم ۱

گَر هیچ گُریزی، بِگُریز از هَوَسِ خویش
زیرا همه رنج از هَوَسِ بیهُده دیدیم ۲

وَاللّهْ که مَفَرّی به جُز از فَرِّ رُخَش نیست
کَنْدَر خُضَر و گُلْشَنِ او می‌نِگَریدیم ۳

هر روز که بَرخیزی، رو پاکْ بِشویی
آن سویْ دو، ای دل که گَهِ دَرد دَویدیم ۴

آن سوی که در ساعتِ دشوار دلِ خَلْق
آید که‌ خدایا همه مُحتاج و مُریدیم ۵

هر دانه که چیدیم، همه دامِ بَلا بود
سویِ تو پَراِشْکَسته و تَن خَسته پَریدیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۰ - از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۲ - بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.