هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند عشق، خیال، رنج، و جستجوی معنا در زندگی می‌پردازد. شاعر از احساسات عمیق، ناامیدی‌ها، و تلاش برای درک حقیقت وجودی سخن می‌گوید. تصاویری مانند آینه، پرواز، خاک، و سنگ به‌کار رفته‌اند تا مفاهیم انتزاعی را به‌صورت نمادین بیان کنند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. درک این متن نیاز به تجربه‌ی زندگی و آشنایی با ادبیات نمادین دارد.

غزل ۵۱۸ - در وصلم و سیرم به‌گریبان خیال است

در وصلم و سیرم به‌گریبان خیال است
چون آینه پرواز نگاهم ته بال است ۱

بیقدری دل نیست جزآهنگ غرورش
تا چینی ما خاک نگشته‌ست سفال است ۲

سایل به‌کف اهل‌کرم‌گر به غلط هم
چشمی بگشاید لب صد رنگ سوال است ۳

از بیخبری چندکنی فخر لباسی
پشمی‌ست‌که‌بر دوش‌تو درکسوت‌شال‌است ۴

از مایدهٔ بی‌نمک حرص مپرسید
چیزی‌که به‌جز غصه توان خورد محال است ۵

جهدی‌که زکلفتکدهٔ جسم برآیی
هر دانه‌که ازخاک برون جست نهال است ۶

بگداز به رنگی‌که پری داغ توگردد
چون‌سنگ اگر شیشه‌برآیی چه‌کمال است ۷

بر جلوهٔ اسباب توهم نفروشی
دیوار و در خانهٔ خورشید خیال است ۸

لعل توبه بزمی‌که دهد عرض تبسم
موج‌گهر آنجا شکن چهرهٔ زال است ۹

زین مایده یک لقمه‌گوارا نتوان یافت
نعمت همه دندان زدهٔ رنج خلال است ۱۰

بیدل دل ما با چه شهود است مقابل
نقشی‌که درین پرده ببستیم خیال است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۷ - آگاهی و افسردگی دل چه خیال است
گوهر بعدی:غزل ۵۱۹ - داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.