هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر حالات روحی شاعر در مواجهه با امید و یأس، عشق و رنج، و جستجوی معنا در زندگی است. شاعر از امید و ناامیدی، عشق و درد، و تقابل انسان با حوادث زندگی سخن میگوید. او از طبیعت و عناصر آن مانند گل، باد، و آینه بهعنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، همراه با استفاده از نمادهای پیچیده و زبان ادبی سنگین، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. این محتوا برای افرادی که با ادبیات کلاسیک فارسی آشنایی دارند و توانایی درک مفاهیم انتزاعی را دارند، مناسب است.
غزل ۵۳۵ - امروزکه امید بهکوی تو مقیم است
امروزکه امید بهکوی تو مقیم است
گر بال گشایم دل پرواز دو نیم است ۱
نتوان ز سرم برد هوای دم تیغت
این غنچهگره بستهٔ امید نسیم است ۲
شد حاجت ما پردهبرانداز غنایت
سایل همه جا آینهٔ رازکریم است ۳
فیض نظرکیست که درگلشن امکان
هر برگگل امروزکف دستکلیم است ۴
جزکاهش جان نیست ز همصحبت سرکش
گریان بود آن مومکه با شعله ندیم است ۵
بر صافضمیران بود آشوب حوادث
صد موجکشاکش به سر در یتیم است ۶
پیوسته پر آواز بودکاسهٔ خالی
پرگویی ابله اثر طبع سقیم است ۷
آسودهدلی الفت یأس است وگرنه
امید هم اینجا چهکم اززحمت بیم است ۸
حیران طلب مایهٔ تمییز ندارد
در چشم گدا ششجهت آثارکریم است ۹
بیرنگی گلشن نشود همسفرگل
آیینه ز خود میرود و جلوه مقیم است ۱۰
بیدل ز جگرسوختگی چاره ندارم
با داغ مرا لالهصفتعهد قدیم است ۱۱
گر بال گشایم دل پرواز دو نیم است ۱
نتوان ز سرم برد هوای دم تیغت
این غنچهگره بستهٔ امید نسیم است ۲
شد حاجت ما پردهبرانداز غنایت
سایل همه جا آینهٔ رازکریم است ۳
فیض نظرکیست که درگلشن امکان
هر برگگل امروزکف دستکلیم است ۴
جزکاهش جان نیست ز همصحبت سرکش
گریان بود آن مومکه با شعله ندیم است ۵
بر صافضمیران بود آشوب حوادث
صد موجکشاکش به سر در یتیم است ۶
پیوسته پر آواز بودکاسهٔ خالی
پرگویی ابله اثر طبع سقیم است ۷
آسودهدلی الفت یأس است وگرنه
امید هم اینجا چهکم اززحمت بیم است ۸
حیران طلب مایهٔ تمییز ندارد
در چشم گدا ششجهت آثارکریم است ۹
بیرنگی گلشن نشود همسفرگل
آیینه ز خود میرود و جلوه مقیم است ۱۰
بیدل ز جگرسوختگی چاره ندارم
با داغ مرا لالهصفتعهد قدیم است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۴ - ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است
گوهر بعدی:غزل ۵۳۶ - طبعیکه امیدش اثر آمادهٔ بیم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.